ماه خدا - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨١
٦٦٩.الكافى ـ به نقل از على بن ابى حمزه ثمالى ـ : نزد امام صادق عليه السلامبودم. ابو بصير به امام عليه السلام گفت: فدايت شوم! شبى كه در آن شب ، اميد [ به آمرزش] مى رود ، كدام است؟ فرمود: «در شب بيست و يكم ، يا بيست و سوم [ ، چنين است]» . گفت: اگر نتوانستم هر دو شب را بيدار بمانم؟ فرمود: «در مورد آنچه مى جويى ، دو شب ، بسيار آسان است». گفتم: گاهى هِلال را پيش خودمان مى بينيم. كسى هم از سرزمين ديگر مى آيد و خلاف آن را مى گويد؟ فرمود: «در مورد آن شبى كه مى جويى ، چهار شب ، بسيار آسان است». گفتم: فدايت شوم! شب بيست و سوم ، شبِ جُهَنى [١] است؟ فرمود: «چنين مى گويند». گفتم: فدايت شوم! سليمان بن خالد روايت كرده است كه گروه حاجيان در شب نوزدهم ، مقدّر (تعيين) مى شوند. به من فرمود: «اى ابو محمّد! گروه حاجيان در شب قدر نوشته مى شود و نيز حوادث ومرگ ها و روزى ها و آنچه تا سال آينده خواهد شد. پس ، آن را در شب بيست و يكم و بيست و سوم بجوى».
[١] نام مردى است كه به پيامبر خدا گفت: «راه من دور است. يك شب را تعيين كن كه بيايم». پيامبر صلى الله عليه و آله هم شب بيست و سوم را فرمود (ر . ك : ح ٦٧٢) .