ماه خدا - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦١
٦٣٩.بصائر الدرجات ـ به نقل از حسن بن عبّاس بن حَريش اين نوشته را به امام جواد عليه السلام عرضه كردم. امام عليه السلام آن را پذيرفت و به آن اقرار كرد. راوى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: «على عليه السلام در سحرگاه اوّلين شب قدر پس از [ رحلت ] پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : از من بپرسيد. به خدا به شما خبر مى دهم از آنچه تا سيصد وشصت سال اتّفاق خواهد افتاد ، از: مورچه وكوچك تر و بالاتر از آن. سپس از آن به شما خبر مى دهم ، نه با زحمت و نه با رأى و ادّعاى دانايى ، و تنها از دانش خداوند ، كه مرا آموخته است. به خدا سوگند كه اهل تورات ، اهل انجيل ، اهل زبور و اهل فرقان چيزى از من نپرسند ، مگر آن كه ميان هر يك از اهل كتاب ، به حكمى كه در كتابشان است ، داورى مى كنم ». به امام صادق عليه السلام گفتم: آيا آنچه را در شب قدر مى دانيد ، ممكن است آن سال بگذرد و چيزى بماند كه درباره آن سخن نگفته ايد؟ فرمود: «نه. سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، اگر در آنچه آن شب مى دانيم ، اين باشد كه: در برابر دشمنانتان ساكت باشيد ، سكوت مى كنيم ، و سكوت ، سخت تر از سخن گفتن است».
٦٤٠.بصائر الدرجات ـ به نقل از حسن بن عبّاس بن حَريش اين حديث را بر امام صادق عليه السلام عرضه كردم. وى نيز به آن اقرار نمود. امام صادق عليه السلام فرمود: «قلبى كه آنچه را در شب قدر فرود مى آيد ، مى بيند ، جايگاه بزرگى دارد». گفتم: اين چگونه است ، اى ابو عبد اللّه ؟ فرمود: «به خدا سوگند ، دل آن فرد را مى شكافند و به قلبش راه مى يابند و با جوهرى از نور بر آن مى نويسند. اين ، همه دانش است. سپس آن دل ، كتاب چشم مى شود و زبان ، ترجمانِ گوش. هر گاه آن شخص بخواهد چيزى را بداند ، با چشم و دلش مى نگرد؛ گويا كه در يك نوشته نگاه مى كند». پس از آن به ايشان گفتم: در جز آن ، دانش چگونه است؟ آيا در غير اين مورد هم دل شكافته مى شود يا نه؟ فرمود: «شكافته نمى شود؛ ليكن خداوند به آن شخص الهام مى كند و در دلش مى افكند ، تا آن كه گوش مى پندارد كه درباره آنچه خداوند از دانش خود خواسته ، با او سخن گفته شده است ، و خداوند وسعت بخش داناست».