مقامات حضرت فاطمه« عليها السلام» در كتاب و سنت - السند، الشيخ محمد - الصفحة ١٢٠ - مقام هشتم فاطمه عليها السلام معيار امامت
بيشتر دوست مىدارم و تو را بيش از عايشه دخترم دوست مىدارم، اى كاش روزى كه پدرت وفات كرد من هم مىمردم و بعد از او نمىماندم آيا نمىنگرى كه من تو را مىشناسم و به فضيلت و شرفت آگاهم و اينكه حقّت را از ميراث رسول خدا مانع شدم فقط به اين جهت است كه شنيدم از رسول خدا كه مىفرمود: «ما ارث نمىگذاريم و هرچه از ما باقى مىماند صدقه است».
آن حضرت فرمود: اگر حديثى از رسول خدا بگويم آيا قبول مىكنيد و بدان عمل مىكنيد؟ گفتند آرى! فرمود: آيا نشنيديد از رسول خدا كه مىفرمود: رضايت فاطمه رضايت من است و ناراحتى او ناراحتى من است هركس فاطمه دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هركس فاطمه را راضى نمايد مرا راضى نموده است و هركس فاطمه را ناراحت و ناراضى نمايد مرا ناراحت و ناراضى گردانيده است. گفتند: بله ما همين را از رسول خدا شنيدهايم. فرمود: من خداوند و ملائكه الهى را شاهد و گواه مىگيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و مرا راضى نكرديد و در حالى پيامبر را ملاقات مىكنم كه از شما دو نفر شكايت كنم.
ابو بكر گفت: به خدا پناه مىبرم از نارضايتى خدا و نارضايتى تو اى فاطمه.
سپس ابو بكر آنقدر گريه كرد كه نزديك بود جان از بدنش خارج شود در حالىكه فاطمه زهرا مىفرمود: «به خدا قسم در هر نمازم تو را نفرين مىكنم».
سپس ابو بكر در حالىكه گريه مىكرد از نزد آن حضرت خارج شد مردم اطراف او جمع شدند ابو بكر گفت: من احتياجى به بيعت شما ندارم