شيوه هاى نوين عزادارى بدعت يا سنت؟ - السند، الشيخ محمد - الصفحة ٦٣ - فرق خرافه با تخيّل و توهم
انسان نبود هيچگاه نمىتوانست به چنين حقايقى دسترسى پيدا كند.
هر مكتشف و مخترع نظريه پردازى در علوم بشرى ابتدا قبل از آنكه نظريه خود را ابراز كرده و به دنبال دليل براى آن بگردد، و قبل از مشاهده آثار و نتايج اختراع خود، ابتدا آنها را تصور و توهم مىكند.
يعنى ابتدا مىانديشد كه اگر اين نظريه صحيح باشد چه آثارى خواهد داشت و چه اتفاقاتى خواهد افتاد، و با بررسى آن آثار قبل از تحقّق آنها به تكاپوى علمى خود ادامه مىدهد. تمامى اين كارها توسط قدرت تخيّل و توهّم صورت مىگيرد.
آيا مىتوان گفت تمامى اين دانشمندان و دانشهايشان خرافه و خرافه پرستى است؟
اگر انسان معانى غير محسوس را به صورت معانى محسوس تصور كند و در قالب شعر و يا غير آن ابراز نمايد هيچگاه خرافه نخواهد بود، مادامى كه آن معانى غير محسوس معانى واقعى و صحيحى باشند. گاه شاعر براى رساندن مراد خود هيچ چارهاى جز تخيّل و توهّم ندارد خصوصاً در غزليات. اگر نيم نگاهى به غزليات حافظ يا ديگران بيندازيد خواهيد فهميد كه چه قدرت زيادى در به تصوير كشيدن حقايق نامحسوس داشتهاند و با استخدام چنين قدرتى معانى مورد نظر خود را به ديگران منتقل كردهاند. اگر آن معانى واقعى و صحيح باشد استفاده از تخيل در مسير هدايت وصادق خواهد بود، اما اگر آن معانى باطل و خلاف واقع باشد استفاده از تخيل در راه گمراهى وكاذب خواهد بود.
بنابراين خرافه از يك تصوّر و تخيّل اشتباه و بدون هدايت عقل