شيوه هاى نوين عزادارى بدعت يا سنت؟ - السند، الشيخ محمد - الصفحة ٢٣ - ١- سخن لغت شناسان
جوهرى در اين عبارت شعيره و شعائر را به معنى چيزى مىداند كه عَلَم و علامت بوده و همانند لباس رو معرّف انسان باشد، و سبب حصول معرفت گردد. او هر چيزى را كه مايه شناخت و بر افراشتن پرچم خدا پرستى باشد را شعار دين ميداند همانند اعمال حج كه جنبه بروز و ظهور و اعلام براى مسلمانان دارد.
فيروزآبادى در قاموس گويد:
«أشعَرَه الأمر أيأعلمه، وأشعرَها: جعل لها شعيره، وشعار الحجّ مناسكه وعلاماته، والشعيرة والشعارة والمشعرموضعها .. أو شعائره: معالمه الّتى ندب اللَّه اليها وأمر بالقيام بها». [١]
فيروزآبادى نيز درعبارت خود همانند جوهرى قوام شعائر را به علامت بودن و اعلام وابراز آن مىداند.
ابن فارس در مقاييس اللغة گويد:
«والإشعار: الإعلام من طريق الحسّ .. ومنه المشاعر:
المعالم، واحدها مَشعر، وهى المواضع التى قد أُشعرت بعلامات». [٢]
او نيز اشعار را اعلام و اظهار حسى ميداند و مىگويد: مشاعر مكانهاى است كه با علائمى مشخص شدهاند تا از ساير مواضع ممتاز شوند.
[١] . القاموس المحيط، فيروز آبادى: ٢/ ٦٠.
[٢] . معجم مقاييس اللغة، ابن فارس: ٣/ ١٩٤- ١٩٣.