اخلاق اقتصادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٠
«عَلى قَدْرِ الْعِفَّةِ تَكُونُ الْقَناعَةُ» «١» قناعت به اندازه عفت است.
شايد بتوان گفت كه قناعت و عفّت در يكديگر تأثير متقابل دارند. چنانكه آن حضرت مىفرمايد:
«كُلُّ قانِعٍ عَفيفٌ» «٢» هر قناعت كنندهاى عفيف است.
ج- توكّل و رضا يكى ديگر از زمينههاى قناعت، توكّل و رضا اخلاق اقتصادى(ج٢) ٩٥ قناعت ص : ٨٧ ست.
اگر مؤمن به مقام رفيع توكّل و رضا دست يابد، يعنى در امور زندگى بر خدا توكّل كند و برآنچه به دست آورده، خشنود باشد، در واقع به قناعت دست يافته و ملكه قناعت را در خويش تقويت كردهاست او در مكتب اسلام آموخته است كه:
«ما مِنْ دابَّةٍ فِى الْارْضِ الَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها» «٣» هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اينكه روزىاش بر عهده خداست.
وبه گفته پيامبراكرم صلّى اللّهعليه وآله:
«مَنِ انْقَطَعَ الَىاللَّهِ كَفاهُاللَّهُ مَؤُنَتَهُ وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» «٤» كسى كه از روى آوردن به خلق خدا صرف نظر كرده وبه خدا روى آورد، خدا مخارجش را تأمين مىكند و از مرّ بى حساب روزىاش را مىرساند.
چنين كسى، ديگر نيازى ندارد كه دغدغه آينده خود و فرزندانش را داشته باشد و