اخلاق اقتصادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٣١
مىبردند، اكنون شاهد عقب ماندگى ملتهاى اسلامى نبوديم، و سايه شوم استعمارگرانِ بى رحم را بر سرآنها نمىديديم. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«انْفِقُوا فى سَبيلِ اللَّهِ وَلا تُلْقُوا بِايْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» «١» در راه خدا انفاق كنيد وخودتان را با دستهاى خود به هلاكت نيفكنيد.
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه اسراف كردن درثروتهاى شخصى و ملّى ومصرف آنها درتجمّلات و تشريفات ظاهرى، ولخرجيهاى زيانبار و حدنگه نداشتن در زندگى، باعث هلاكت وانحطاط اجتماعى مىگردد.
ابن خلدون، جامعه شناس بزرگ اسلامى، در بحثى تحت عنوان «... فراخى معيشت و تجمّل و فرو رفتن در ناز ونعمت، ازموانع پادشاهى و كشور دارى است» مىنويسد:
«... هرگاه قبيلهاى به نيروى عصبيّت خويش، به برخى از پيروزيها نايل آيد، به همان ميزان به وسائل رفاه دست مىيابد، و با خداوندانِ ناز ونعمت و توانگران، در آسايش وفراخى معيشت شركت مىجويد. ... و فرزندان و اعقاب ايشان نيز بر همين شيوه پرورش مىيابند، بدانسان كه به تن پرورى و برآوردن نيازمنديهاى گوناگون خويش مىپردازند، و از ديگر امورى كه در رشد و نيرومندى عصبيّت ضرورت دارد، سرباز مىزنند، تااينكه اين حالت چون خوى وجبلّت در سرشت آنان جايگير مىشود، وآنگاه عصبيّت و دلاورى در نسلهاى آينده ايشان نقصان مىپذيرد، تا سرانجام به كلّى زايل مىگردد، و سرانجام زمان انقراض قبيله آنان فرا مىرسد، و به هر اندازه بيشتر درناز ونعمت و تجمّل خواهى فرو روند به همان ميزان به نابودى نزديكتر مىشوند تا چه رسد به اين كه داعيه پادشاهى در سرداشته باشند » «٢»