احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٩ - تعريف مدّعى و منكر (خواهان و خوانده)

٤- صحت مزاج و توانايى انجام كار و عدم اعتياد به مواد مخدّر.

٥- دارا بودن اجتهاد به تشخيص شوراى عالى قضايى يا اجازه قضا از جانب شوراى عالى قضايى. [١]

طرح دعوا در محكمه‌

نزاع و مخاصمه به‌طور معمول با ادعاى يكى از طرفين و انكار طرف ديگر همراه مى‌باشد و گاهى نيز هر دو طرف هم مدّعى هستند و هم منكر، از اين رو، قاضى بايد معيارى براى تشخيص مدّعى از منكر داشته باشد، تا در احكام مربوط به هر كدام اشتباهى صورت نگيرد.

تعريف مدّعى و منكر (خواهان و خوانده) *

در اين باره، تعريف‌هايى نزديك به هم شده كه همه آنها مربوط به تشخيص مورد هستند، مانند تعريف‌هاى زير:

١- خواهان كسى است كه اگر ادّعا را رها كند، دعوا رها مى‌شود. (در مقابل، خوانده كسى است كه با ترك مخاصمه و اختيار سكوت، از او دست برنمى‌دارند و تحت تعقيب قرار مى‌گيرد.)

٢- خواهان كسى است كه ادّعاى خلاف اصل مى‌كند. (در مقابل، خوانده قولش موافق اصل است.)

٣- خواهان كسى است كه در مقام اثبات امرى بر ضدّ ديگرى است. (برخلاف خوانده).

حضرت امام قدس سره قبل از نقل اين اقوال مى‌فرمايد:

تشخيص خواهان از خوانده، مانند ساير موضوعات عرفى، عرفى است و شارع مقدّس در اين مورد، اصطلاح خاصى ندارد ... بهتر است موضوع تشخيص خواهان از


[١]. ر.ک. حقوق اساسِی در جمهورِی اسلامِی اِیران، ج ٦، ص ٢٧٦ - ٢٧٧

* از اِین به بعد به جاِی مدعِی کلمه «خواهان» و به جاِی مدعِی علِیه و منكر واژه «خوانده» به کار رفته است.