احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٣٥ - شهادت بر شهادت
وى تقاضاى شهادت شود؛ بدون اشكال اداى شهادت نيز واجب كفايى خواهد بود. [١]
شهادت بر شهادت
منظور از «شهادت بر شهادت» آن استكه دو نفر عادلىكه خود شاهد قضيهاى نبودهاند، واقعيت را از دو نفر عادلى كه شاهد قضيه بودهاند بشنوند و بيايند در محكمه گواهى دهند، يا دو شاهد بر شهادت يك نفر گواهى دهند و شاهد ديگر خود در محكمه حاضر شود و يا دو شاهد بر شهادت يك نفر و دو شاهد ديگر بر شهادت نفر ديگر شهادت دهند.
افرادى كه خود شاهد قضيه بودهاند، شاهد اصلى و كسانى كه بر شهادت آنها شهادت مىدهند، شاهد فرعى و كسانى كه بر شهادت شاهد فرعى شهادت مىدهند، فرعىِ فرعى ناميده مىشوند. احكام اينگونه شهادت به قرار زير است:
الف- شهادت شاهد فرعى در امور زير پذيرفته مىشود:
١- حقّ الناس، خواه كيفرى باشد مثل قصاص، يا غير كيفرى مانند طلاق.
٢- اموال، مانند دَيْن، قرض، غصب و معاوضات.
٣- آنچه كه اغلب مردان نمىتوانند از آن اطلاع يابند، مانند عيبهاى داخلى زنان، ولادت و غير اينها.
ب- شهادت شاهد فرعى در امور زير پذيرفته نمىشود:
١- تعزيرات، بنابر احتياط واجب.
٢- حدود؛ در حدود بايد شاهد اصلى شهادت بدهد، مانند حدّ زنا و لواط، يا مشترك بين حقّ الله و حق الناس از قبيل حد قذف و سرقت.
ج- شهادت شاهد فرعى كه در مورد حدود و تعزيرات پذيرفته نمىشود، نسبت به ساير آثار مؤثر است. مثلًا اگر شاهد فرعى در مورد سرقت گواهى دهد، دست سارق قطع نمىشود. ليكن مال مسروقه از او مسترد مىگردد.
د- شهادت شاهد فرعىِ فرعى در هيچ مورد پذيرفته نيست. [٢]
[١]- تحريرالوسيله، ج ٢، فرع سوّم
[٢] - ر. ك. تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٤٤٩، مسألۀ ١-٣