پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى - رحمتی، رضا - الصفحة ١٥٧

«ناراحت و نگران نشويد ... ترس و هراس را از خود دور كنيد شما پيرو پيشوايانى هستند كه در برابر مصائب و فجايعى صبر و استقامت كردند كه آنچه ما امروز مى‌بينيم، نسبت به آن چيزى نيست ... دستگاه حاكمه با ارتكاب اين جنايت، خود را رسوا و مفتضح ساخت ... ما پيروز شديم، ما از خدا مى‌خواستيم كه اين دستگاه ماهيت خود را بروز دهد » «١» امام امت با اطلاعيه معروف «شاه دوستى يعنى غارتگرى» كه به همين مناسبت صادر كرد، طلسم وحشت را شكست و در نامه‌اى خطاب به علماى تهران فرمود: اسلام در معرض خطر است و با اين احتمال تقيه حرام و اظهار حقايق واجب است «و لَوْ بَلَغَ ما بَلَغَ» «٢» فريادها و روشنگريهاى امام همچنان مشعل مبارزه را در حوزه علميه و مراكز مهم كشور، روشن نگه‌داشت و رژيم را به موضع انفعالى كشاند. با فرا رسيدن ايام محرم، سازمان امنيت با تحت فشار گذاشتن وعاظ و روحانيون، از آنان التزام گرفت كه در مجالس سوگوارى عليه شخص شاه و اسرائيل سخنى نگويند و به مردم اعلام نكنند كه اسلام در خطر است. اما رهبر بيداردل كه به خوبى مى‌دانست ريشه فسادها از كجاست، طى اعلاميه‌اى التزام ساواك را غير قانونى و بى‌اثر دانست و خطر سلطه اسرائيل و عمال آنها (بهائيها) را بر مقدرات كشور گوشزد كرد و در قسمتى از سخنرانى معروف خود در روز عاشورا، در مدرسه فيضيه فرمود:
«... تمام گرفتاريهاى ما در همين سه موضوع نهفته است ... اگر ما نگوييم اسلام در خطراست آيا در معرض خطر نيست؟ اگر ما نگوييم شاه چنين و چنان است آيا آن طور نيست؟ اگر ما نگوييم اسرائيل براى اسلام و مسلمانان خطرناك است آيا خطرناك نيست؟ و اصولًا چه ارتباطى بين شاه و اسرائيل است كه سازمان امنيت مى‌گويد از شاه صحبت نكنيد، از اسرائيل نيز صحبت نكنيد؟ آيا به نظر سازمان امنيت، شاه اسرائيلى است؟» «٣» سخنرانيها و افشاگريهاى امام خمينى رضوان‌اللّه عليه، منجر به دستگيرى وى در