پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى - رحمتی، رضا - الصفحة ١٠٩
ميرزاى شيرازى نامههايى نيز به رؤساى قبائل شيعه در «سماوه» و «رميثه» نوشت و دستور داد تا براى شورش عليه انگليس، در صورت نپذيرفتن استقلال عراق آماده باشند. «١» سپس فرمانى خطاب به عموم مردم عراق صادر كرد و در آن مرقوم داشت:
«به برادران عراقى! برادران شما در بغداد و كاظمين و نجف و كربلا و ديگر جاها همپيمان شدهاند كه دست به تظاهرات مسالمتآميز بزنند و برخى اين تظاهرات را آغاز كردهاند.
خواسته همه، حقوق مشروع ملت عراق است كه نتيجه آن استقلال اين كشور و تشكيل يك حكومت اسلامى است انشاءاللّه. بنابر اين وظيفه همه شماست كه نمايندگان خود را براى مطالبه اين حقوق، به بغداد گسيل داريد. سعى كنيد به امنيت مردم زيانى نرسانيد و در ميان خود اختلافى پيدا نكنيد، توصيه مىكنم در اين جهاد بزرگ به همه عقايد و افكارى كه در ميان مردم وجود دارد احترام بگذاريد ...» «٢» «الْاحْقَر محمّدتقى حائرى شيرازى» پس از اين نامه، نمايندگان مردم، دستهدسته راهى بغداد شدند. قدرتهاى انگليسى نخست كار را به امروز و فردا كردن مىگذرانيدند اما وقتى ديدند مبارزه جدى است دست به خشونت بردند. اينجا بود كه ميرزا محمّدتقى شيرازى فتواى معروف و تاريخى خود را صادر كرد و خطاب به مردم عراق فرمود:
بر مردم عراق مطالبه حقوق خود واجب است و همچنين بر آنها واجب است كه ضمن مطالبه حقوق خود رعايت صلح و امنيت را بنمايند و آنها مجازند اگر دولت انگليس از پذيرفتن خواستهايشان سرباز زد، دست به اسلحه برده و با دولت انگلستان بجنگند! «٣» پس از انتشار اين فتوا مبارزه وارد مرحله جديدى شد و مردم عراق به همراهى علما در صف دفاع مسلحانه قرار گرفته و با دولت ضداسلامى انگلستان به جنگ پرداختند.
گرچه رهبر اين جهاد مقدس، در گيراگير جنگ يعنى نزديك به چهار ماه پس از صدور فتوا درگذشت، اما راه او همچنان ادامه يافت. و ديگر مراجع عاليقدر و شاگردان آن مرحوم پرچم مبارزه و جهاد را بر دوش گرفتند.