پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى - رحمتی، رضا - الصفحة ١٢٦

روزهاى ديگر به تحصيل مى‌پرداخت. در مهاجرت رجال دولت به تركيه، همه مهاجران از امكانات دولت عثمانى استفاده مى‌كردند. اما «مدرس» در مدرسه علميه‌اى اقامت گزيد و از راه تدريس گذران مى‌كرد تا منت‌كش ديگران نباشد. «١» «مدرس» در بحرانهاى سياسى شهامت و پشتكار ويژه‌اى داشت؛ مرد عمل و انجام وظيفه بود و در پاسخ به پيام‌هاى تند و تهديدآميز مخالفان مى‌گفت:
«ما وظيفه خودمان را انجام مى‌دهيم شما هم كار خودتان را بكنيد.» «٢» اين فقيه مجاهد سياست را عين ديانت و ديانت را عين سياست مى‌دانست «٣» و معتقد به پيروى از سياستهاى اسلامى در تمام شؤون كشور بود. او با صراحت و بدون واهمه، از حق دفاع مى‌كرد، از هيچ كس طمعى نداشت و لحظه‌اى با قدرتهاى استعمارى سازش نكرد.
پس از انتشار قرارداد ١٩١٩ «وثوق‌الدولة» با دولت انگلستان كه منجر به سلطه هرچه بيشتر اين دولت بر ايران مى‌شد، با كمال شجاعت در مقابل آن ايستاد و با انتشار اعلاميه و سعى و كوشش فراوان، مانع تصويب آن در مجلس شوراى ملى گرديد. «٤» اين مجاهد نستوه كه حفظ استقلال سرزمين اسلامى ايران را وظيفه الهى خود مى‌دانست، در مقابل «اولتيماتوم» دولت روس «٥» ايستاد و در فضايى كه مردم، دولت و نمايندگان در حالت شك و دودلى قرار داشتند، پشت تريبون مجلس رفت و با سخنان قاطع و منطقى خود، روح شجاعت را در كالبد نمايندگان دميد و از تصويب اين «اولتيماتوم» در مجلس پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى ١٣١ افكار سياسى و مبارزات ص : ١٢٩ جلوگيرى كرد. او در قمستى از سخنانش گفت:
«شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته باشد كه آزادى و استقلال ما، به زور از ما سلب شود؛ ولى سزاوار نيست كه ما خودمان به امضاء خود آن را از دست داده و ترك كنيم.» «٦»