رهنمود و انتظار - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٣
نتوانستهاند اين گوهر گرانبها را كه هر انسانى به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند؛ بلكه خود نيز از آن غافل و به آن جاهل اند، و گاهى از آن فرارى اند! [مراكز تعليم و تربيت ] ك- از امور بسيار با اهميت و سرنوشت ساز مسئله مراكز تعليم و تربيت، از كودكستانها تا دانشگاهها، است؛ كه به واسطه اهميت فوق العادهاش تكرار نموده و با اشاره مىگذرم.
بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربه مهلك زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيت ديگر با برنامههاى اسلامى و ملى در راه منافع كشور به تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان و جوانان جريان داشتند، هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريكا و شوروى فرو نمىرفت؛ و هرگز قراردادهاى خانه خراب كن بر ملت محروم غارت زده تحميل نمىشد؛ و هرگز پاى مستشاران خارجى به ايران باز نمىشد؛ و هرگز ذخاير ايران و طلاى سياه «١» اين مت رنجديده در جيب قدرتهاى شيطانى ريخته نمىشد؛ و هرگز دودمان پهلوى و وابستههاى به آن اموال ملت را نمىتوانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پاركها و ويلاها بر روى اجساد مظلومان بنا كنند، و بانكهاى خارج را از دسترنج اين مظلومان پر كنند و صرف عياشى و هرزگى خود و بستگان خود نمايند.
اگر مجلس و دولت و قوه قضائيه و ساير ارگانها از دانشگاههاى اسلامى و ملى سرچشمه مىگرفت، ما امروز گرفتار مشكلات خانه برانداز نبود. و اگر شخصيتهاى پاكدامن با گرايش اسلامى، و ملى به معناى صحيحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام مىكند، از دانشگاهها به مراكز قواى سه گانه راه مىيافت، امروز ما غير امروز، و ميهن ما غير اين ميهن، و محرومان ما از قيد محروميت رها، و بساط ظلم و ستمشاهى و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكدهها، كه هر يك براى تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده كافى بوده، در هم پيچيده، و اين ارث كشور بر بادده و انسان برانداز به ملت