رهنمود و انتظار - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٦٠
دروغپردازيهاى بى سر و پا و غير حساب شده منحرف كرد؛ و هرگز هيچ حكومت و دولتى را نمىتوان با اين شيوههاى غير انسانى و غير منطقى ساقط نمود؛ بويژه ملتى مثل ايران را كه از بچههاى خردسالش تا پيرزنها و پيرمردهاى بزرگ سالش در راه هدف و جمهورى اسلامى و قرآن و مذهب جانفشانى و فداكارى مىكنند. شماها كه مىدانيد (و اگر ندانيد بسيار ساده لوحانه فكر مىكنيد) كه ملت با شما نيست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بكنيد با شما بودند و دوست شما بودند، حركات ناشيانه شما و جناياتى كه با تحريك شما رخ داد آنان را از شما جدا كرد؛ و جز دشمن تراشى كار ديگرى نتوانستيد بكنيد.
من وصيت خيرخواهانه در اين آخر عمر به شما مىكنم كه اولًا با اين ملت طاغوت زده رنج كشيده، كه پس از دو هزار و پانصد سال ستمشاهى با فدا دادن بهترين فرزندان و جوانانش خود را از زير بار ستم جنايتكارانى همچون رژيم پهلوى و جهانخواران شرق و غرب نجات داده، به جنگ و ستيز برخاستهايد، چطور وجدان يك انسان، هر چه پليد باشد، راضى مىشود براى احتمال رسيدن به يك مقام يا ميهن خود و ملت خود اين گونه رفتار كند، و به كوچك و بزرگ آنها رحم نكند! من به شما نصيحت مىكنم دست از اين كارهاى بىفايده و غير عاقلانه برداريد و گول جهانخواران را نخوريد. و در هر جا هستيد اگر به جنايتى دست نزديد، به ميهن خود و دامن اسلام برگرديد، و توبه كنيد كه خداوند ارحم الراحمين است؛ وجمهورى اسلامى و ملت از شما انشاء الله مىگذرند. و اگر دست به جنايتى زديد كه حكم خداوند تكليف شما را معين كرده، باز از نيمه راه برگشته و توبه كنيد. و اگر شهامت داريد، تن به مجازات داده، و با اين عمل خود را از عذاب اليم «١» خداوند نجات دهيد؛ والا در هر جا هستيد عمر خود را بيش از اين هدر ندهيد، و به كار ديگر مشغول شويد كه صلاح در آن است.
و بعد، به هواداران داخلى و خارجى آنان وصيت مىكنم كه با چه انگيزه جوانى خود را براى آنان كه اكنون ثابت است كه براى قدرتمندان جهانخوار خدمت مىكنند و از نقشههاى آنها پيروى مىكنند و ندانسته به دام آنها افتادهاند به هدر مىدهيد؟ و با ملت