رهنمود و انتظار - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٣٠
خلقت عدالت اجتماعى بايد جارى شود از ستمگرى و چپاول و قتل بايد جلوگيرى شود، امروز چون قرن اتم است كه آن روش كهنه شده! و ادعاى آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است- همان سان كه محمد رضا پهلوى مخلوع مىگفت كه اينان مىخواهند با چارپايان در اين عصر سفر كنند- يك اتهام ابلهانه بيش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمدن و توآوردها اختراعات و ابتكارات و صنعتهاى پيشرفته كه در پيشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هيچ گاه اسلام، و هيچ مذهب توحيدى، با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد؛ بلكه علم و صنعت مورد تأكيد اسلام و قرآن مجيد است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنى است كه بعضى روشنفكران حرفهاى مىگويند كه آزادى در تمام منكرات و فحشا حتى همجنس بازى و از اين قبيل، تمام اديان آسمانى و دانشمندان و عقلا با آن مخالف اند گر چه غرب و شرق زدگان به تقليد كوركورانه آن را ترويج مىكنند.
و اما طايفه دوم، كه نقشه موذيانه دارند و اسلام را از حكومت و سياست جدا مىدانند، بايد به اين نادانان گفت كه قرآن كريم و سنت رسول الله- صلى الله عليه و آله- آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارند در ساير چيزها ندارند؛ بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام عبادى- سياسى است، كه غفلت از آنها اين مصيبتها را به بار آورده، پيغمبر اسلام (ص) تشكيل حكومت داد، مثل ساير حكومتهاى جهان، لكن با انگيزه سبط عدالت اجتماعى. و خلفاى اول اسلامى حكومتهاى وسيع داشتهاند. و حكومت على بن ابى طالب- عليه السلام- نيز با همان انگيزه، به طور وسيعتر و گستردهتر، از واضحات تاريخ است. و پس از آن، بتدريج حكومت به اسم اسلام بوده؛ و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامى به پيروى از اسلام و رسول اكرم- صلى الله عليه و آله- بسيارند.
اينجانب در اين وصيتنامه با اشاره مىگذرم، ولى اميد آن دارم كه نويسندگان و جامعه شناسان و تاريخ نويسان مسلمانان را از اين اشتباه بيرون آورند. و آنچه گفته شده و مىشود كه انبيا- عليهم السلام- به معنويات كار دارند، و حكومت و سررشتهدارى دنيايى مطرود است وانبيا و اوليا و بزرگان از آن احتراز مىكردند و ما نيز بايد چنين كنيم، اشتباه تأسف آورى است كه نتايج آن به تباهى كشيدن ملتهاى اسلامى و باز كردن راه