رهنمود و انتظار - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٤
است «١»؛ ونه از آنچه بر بشريت گذشته است، از مهجور «٢» بودن از حقايق مقام والاى «ثقل اكبر» «٣» و «ثقل كبير» «٤» كه از هرچيز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر اين دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتيان بازيگر، كه شمارش آن براى مثل منى ميسر نيست با قصور اطلاع ووقت محدود؛ بلكه مناسب ديدم اشارهاى گذرا و بسيار كوتاه از آنچه بر اين دو ثقل گذشتهاست بنمايم.
شايد جمله لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوضْ اشاره باشد بر اينكه بعد از وجود مقدس رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- هر چه بر يكى از اين دو گذشته است بر ديگرى گذشته است و مهجوريت هر يك مهجوريت ديگرى است، تا آن گاه كه اين دو مهجور بر رسول خدا «در حوض» «٥» وارد شوند. و آيا اين «حوض» مقام اتصال كثرت به وحدت «٦» است و اضمحلال قطرات در دريا است، يا چيز ديگر كه به عقل و عرفان بشر راهى ندارد.
وبايد گفت آن ستمى كه از طاغوتيان بر اين دو وديعه «٧» رسول اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- گذشته، بر امت مسلمان، بلكه بر بشريت، گذشته است كه قلم از آن عاجز است.
و ذكر اين نكته لازم است كه حديث «ثقلين» متواتر «٨» بين جميع مسلمين است، و [در] كتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» «٩» تا كتب ديگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مكرره،