دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٤٦
| ادايى جلد: ٧ شماره مقاله:٣٠٤٦ |
اَدايى، تخلص چند تن از شاعران پارسىگوي در سدههاي ٠- ١ق كه در ايران
و هند مىزيستهاند:
. ادايى شيرازي، بهاءالدين على يا محمد د ٢٨ق/٥٢٢م، از شاعران و خوشنويسان
شيراز. او بسياري از منظومههاي شاعران پيش از خود چون فردوسى، نظامى و
اميرخسرو را به خط خوش نگاشته بود عليشير، ٦٤- ٦٥ و همين امر سبب آشنايى وي
با سبك سرودههاي پيشينيان و چيرهدستى او در سرودن قالبهاي مختلف شعر چون
مثنوي، غزل و قصيده شد همانجا.
ادايى پس از سفرهاي بسيار، در استانبول اقامت گزيد و به دربار سلطان سليم
اول ١٨-٢٦ق/٥١٢-٥٢٠م و سلطان سليمان ٢٦-٧٤ق/٥٢٠-٥٦٦م راه يافت و آنگاه
به ستايش سلطان مصطفى پسر سلطان سليمان و نيز محمد صقلى پاشا، وزير اعظم
پرداخت نفيسى، /٣٨. ادايى در پى شيوع طاعونى كه در ٢٨ق استانبول را فرا
گرفت، درگذشت عليشير، همانجا.
بهگفتة اميرعليشيرنوايى وي منظومهاي با عنوان سليم نامه بهسبك شاهنامه
در بحر متقارب داشته كه تاريخ سلطنت سليم اول را در آن به نظم درآورده
است همانجا؛ نفيسى، /٣٩. تاكنون نشانى از اين منظومه بهدست نيامده است،
جز اينكه در موزة بريتانيا، نسخهاي با عنوان سليم خان نامه موجود است كه
نويسندة آن شناخته نيست منزوي، /٩٢١. افزون بر اين، اشعاري پراكنده از وي
در تذكرهها آمده است عليشير، همانجا.
. ادايى اصفهانى د ٣٠ق/٥٢٤م، در اصفهان زاده شد و دورة شاه اسماعيل تا آغاز
روزگار شاه طهماسب را درك كرد اوحدي، ١٨. سام ميرزا با آنكه ادايى را از
شاعران پر آوازة اصفهان بهشمار آورده، قوافى اشعار وي را مشحون از خطا
دانسته است ص ٣٩. ابياتى از او در تذكرهها يافت مىشود اوحدي، سام ميرزا،
همانجاها.
. ادايى يزدي، ميرمحمد مؤمن حكيم، شاعر و قاضى سدة ١ق. او اهل بفرو از
روستاهاي يزد بود و در شهرهاي ميبد و اردكان، مسند قضا داشت. ادايى هر ماه،
يك هفته به يزد رفته، در جامع اين شهر به ايراد خطبه مىپرداخت بافقى،
/٧٧؛ خاضع، /٠. بهگفتة بافقى، تسلط ادايى در بلاغت و ادبيات عرب بدان پايه
بود كه هيچگاه خطبهاي تكراري از او شنيده نشد /٧٨. وي در فلسفه نيز شهرت
يافت، اما آراء وي سبب شد كه علماي شهر او را دهري خواندند و به الحاد و كفر
متهم ساختند. وي ناگزير از جلاي وطن شد و به بندر سورت در گجرات هند رفت
نصرآبادي، ٩١-٩٢؛ صديق حسن، ٨؛ خاضع، همانجا و پس از سفري كوتاه به
گلكنده، به بندر سورت بازگشت و تا پايان زندگى در آنجا اقامت گزيد نك:
«تاريخ...»، .II/٩٦
گويند وي به ياري مير مؤمن استرابادي كه خود وزير اعظم محمدقلى قطبشاه حك
٨٨-٠٢٠ق/٥٨٠- ٦١١م بود، به دربار راه يافت و پس از چندي به مقام وزارت
رسيد نك: خاضع، /٠-١، اما با توجه به ا¸نكه نصرآبادي، سفر ادايى را از ايران
در حدود ٠ سال پيش از نگارش تذكرة خود ذكر كرده ص ٩١، و آغاز نگارش اين
تذكره نيز در ٠٨٣ق بوده است ص -، وي نمىتوانسته به دربار محمدقلى قطب
شاه كه در ٠٢٠ق درگذشته، راه يافته باشد. گويند وي زاهد و صوفى مسلك
بوده، حتى كرامتى نيز دربارة مرگش نقل كردهاند احمدعلى، ٦٨؛ نصرآبادي،
٩١-٩٢.
تاريخ درگذشت ادايى را به اختلاف در ٠٣٠ق گوپاموي، ٤؛ صديق حسن، نيز
«تاريخ»، همانجاها، ٠٣٨ق خاضع، /١ و ٠٦٢ق گلچين معانى، /٠ نوشتهاند؛ اما
چنانكه ذكر شد، اگر براساس سخن نصرآبادي سفر ادايى به هند در حدود سال ٠٥٣ق
باشد، درگذشت وي مىبايست در ٠٦٢ق روي داده باشد.
بخش بزرگى از سرودههاي وي از ميان رفته است. گويند به رباعى بيش از ديگر
قالبهاي شعري متمايل بوده است «تاريخ»، همانجا، اما به سبب اندك بودن
اشعار برجاي مانده از او، بررسى سبك و سياق سرودههاي وي و نيز قالبهايى
كه بدان متمايل بوده، دشوار مىنمايد. در همين ابيات پراكنده، رنگى از
بدبينى به زندگى و جهان به چشم مىخورد همانجا. نمونههايى از اشعار او در
تذكرهها آمده است نك: نصرآبادي، صديق حسن، خاضع، همانجاها.
مآخذ: احمدعلى هاشمى سنديلوي، مخزن الغرايب، لاهور، ٩٦٨م؛ اوحدي بليانى،
محمد، عرفاتالعاشقين، نسخةخطى كتابخانةملىملك، شم ٣٢٤؛بافقى،محمدمفيد،
جامعمفيدي، بهكوشش ايرج افشار،تهران، ٣٤٠ش؛ خاضع، اردشير،تذكرة سخنوران
يزد، حيدرآباد دكن، ٣٤١ش؛ سام ميرزا صفوي، تحفة سامى، بهكوشش ركنالدين
همايونفرخ، تهران، ٣٤٧ش؛ صديق حسنخان، محمد، شمع انجمن، بهكوشش محمد
عبدالمجيدخان، بهوپال، ٢٩٣ق؛ عليشير نوايى، مجالس النفائس، بهكوشش علىاصغر
حكمت، تهران، ٣٦٣ش؛ گلچين معانى، احمد، كاروان هند، مشهد، ٣٦٩ش؛ گوپاموي،
محمد قدرتالله، نتائج الافكار، بهكوشش اردشير بنشاهى، بمبئى، ٣٣٦ش؛ منزوي،
خطى؛ نصرآبادي، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحيد دستگردي، تهران، ٣١٧ش؛
نفيسى، سعيد، تاريخ نظم و نثر، تهران، ٣٤٤ش؛ نيز:
History of Medieval Deccan ( ١٢٩٥-١٧٢٤ ), ed. H. K. Sherwani & P.M. Joshi,
Hyderabad, ١٩٧٤.
على ميرانصاري و بخش ادبيات