دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٩٧
| اختسان جلد: ٧ شماره مقاله:٢٩٩٧ |
اَخْتَسان، يا اِخْتِسان،تاجالدينمحمد بنصدر بنعلايىعبدوسى، اديب
پارسىگوي هند و رئيس دارالانشاي غياثالدين تغلق (حك ٧٢٠- ٧٢٥ق/١٣٢٠-
١٣٢٥م) و جانشين وي محمد بن تغلق (حك ٧٢٥- ٧٥٢ق). از وي با عنوان
اَخْسَتان نيز ياد شده است (ظهورالدين، ٣(١)/١٧٧)، اما از آنجا كه تقريباً در
تمامى نسخههاي موجود كتاب وي بساتين الانس، نام او به صورت اختسان
آمده، اين صورت درست نمىنمايد. همچنين وي را با عنوان عبدوسى (خيامپور،
١٧١؛ دانش پژوه، ٣٣)، عيدروسى (جالبى، ١/٤٨٧) و عيدوسى (ريو، ؛ II/٧٥٢ ، TS شم
نيز آوردهاند كه بهنظر مىرسد دو شكل اخير تصحيف شدة عبدوسى باشد. اختسان
چنانكه خود مىگويد، در دهلى زاده شد و پدرش نيز از اهالى دهلى بود (گ ١٨
الف)؛ از اينرو وي را دهلوي (تقىالدين، گ ٣٠٩ الف) و هندي نيز خواندهاند
(فصيح، ٣/٧٨). از آنجا كه اختسان تاريخ تأليف بساتينالانس را ٧٢٦ق، و در ٢٦
سالگى خود ذكر كرده است (همانجا)، مىتوان گفت كه ولادت وي در ٧٠٠ق/١٣٠١م
روي داده است.
اختسان در ٢٠ سالگى به رياست دارالانشاي دربار غياثالدين تغلق گمارده شد
(فرشته، ١/١٣٠؛ ٤٠٩ S, , ٢ و در لشكركشى به بنگال در اين منصب ملازم وي بود
و هنگام تسخير تيروت بيمار شد و مدتى نسبتاً طولانى در اين شهر در بستر افتاد
، TS) همانجا؛ ريو، ؛ II/٧٥٣ S , ٢ EI، همانجا). در همين ايام بود كه بساتين
الانس را تأليف كرد (همانجاها؛ ظهورالدين، همانجا). اختسان يكبار به عنوان
سفير به ايران گسيل شد، اما از تاريخ سفر و مدت اقامت وي در ايران و نيز
نام سلطانى كه وي به دربارش فرستاده شده بود، اطلاعى در دست نيست. محمد
بهامد خانى مىنويسد: اختسان را در بازپسين سالهاي سلطنت محمد بن تغلق به
دربار سلطان ابوسعيد ايلخانى در تبريز فرستادند و وي در راه بازگشت به هند در
تهاتة سند خبر درگذشت سلطان محمد را شنيد و در همانجا ماند و اندكى بعد درگذشت
(گ ٤٠٥ ب)؛ اما از آنجا كه ابوسعيد ايلخانى در ٧٣٦ق درگذشته است و اختسان
در بازپسين سالهاي سلطنت محمد، يعنى اندكى پيش از ٧٥٢ق به ايران فرستاده
شده بود، سفارت وي در دربار ابوسعيد قابل پذيرش نيست.
كتاب بساتين الانس حكايت عشق شاه كشورگير و شاهزاده خانم ملك آراي از
داستانهاي هندي است. اختسان اين داستان عاشقانه را كه توسط يكى از
دوستانش از سنسكريت به فارسى ساده ترجمه شده بود، بهخواهش وي به نثر
فاخر فارسى درآورد و در خلال آن ابيات بسياري به فارسى و عربى از جمله
قصيدهاي در ستايش از محمدشاه گنجاند. او اين اثر را به سلطان محمد بن تغلق
تقديم كرد. كتاب با ستايش غياثالدين تغلق و محمد تغلق آغاز مىشود و با
سپاس از ياريهاي محمد به شاعر، پايان مىيابد. بساتين داراي ١٥ حكايت
متداخل به سبك كليله و دمنه و مرزباننامه است و در اغلب حكايتهاي آن
رويدادهايى چون بلبل شدن عاشق و گل شدن معشوق، يا حلول روح در كالبد
ديگري چون طوطى و جز آن ديده مىشود. نويسنده در خلال اين داستانها به
بيان مسائل سياسى و امور كشورداري پرداخته است. مهمترين بخش اين اثر
مقدمة مفصل آن است كه آگاهيهايى دربارة مؤلف و نيز وقايع دورة غياثالدين
تغلق، بهويژه لشكركشى وي به بنگال و تيروت و نيز رويدادهاي دورة محمدشاه
بهدست مىدهد. بهسبب اهميتى كه اين مقدمه از نظر تاريخى دارد، آنرا مكمل
تاريخ فيروزشاهى تأليف برنى دانستهاند. در مقدمة آن، نظريات اصلاح طلبانة
محمدشاه نيز آمده است. از آنجا كه مقدمة بساتين الانس اطلاعات فراوانى از
دوران سلطنت تغلق بهدست مىدهد، آن را تاريخ تغلق شاه نيز ناميدهاند
(مركزي، ٥/٥٦٠؛ ريو، II/٧٥٢-٧٥٣ Sا , EI، همانجا).
مؤلف در مقدمه تمايل خويش را به تأليف كتابى دربارة پيروزيهاي سلطان بيان
داشته است، اما اشتغالات حرفهاي و التزام در ركاب سلطان را مانع از آن
دانسته، و افزوده است كه سلطان نيز به وي اجازة چنين تأليف عظيمى را
نمىدهد.
اختسان در اين كتاب كه از آثار نادر ادبى به زبان فارسى پيش از دورة
گوركانيان است، نهتنها به وقايع تاريخى، كه به بيان نكات فرهنگى و آداب
و رسوم زمان خويش نيز پرداخته است و در آن اشاراتى به نقاشى،
چهرهپردازي، موسيقى و آلات آن، چوگان و شطرنج، نيز اعياد و آيينهاي مربوط
به آنها، مراسم روز عاشورا، آداب و رسوم مختلف و جز آن بهچشم مىخورد.
از اين كتاب نسخههايى در موزة بريتانيا به شمارة ٧٧١٧ (ريو، )، II/٧٥٢ در
كتابخانة تكلو اوغلوي تركيه بهشمارة ٣٩٦٨ («فهرست...١»، ٢٥٢ -٢٥١ )، در
توپكاپىسرايى ، TS) شم و در آكادمى علوم لنينگراد بهشمارة ٩٩٧ب (منزوي،
٥/٣٥٣٢) موجود است. بساتين الانس توسط شيخ فخرالدين ابن نشاطى در ١٠٦٦ق/
١٦٥٥م به زبان اردوي دكنى ترجمه، و به نظم كشيده شده (جالبى، ١/٤٨٧)، و
محمدقاسم هندوشاه مؤلف تاريخ فرشته نيز آنرا خلاصه كرده است (فرشته،
١/١٣٠).
مآخذ: اختسان، محمد، بساتينالانس، نسخة خطى لكهنو، شم ١٥-٢٩٧؛ بهامد خانى،
محمد، تاريخ محمدي، نسخة خطى موزة بريتانيا، شم ١٣٧ ؛ or تقىالدين كاشى،
خلاصة الاشعار، نسخة خطى كتابخانة خدابخش پتنه، شم ٦٨٤؛ جالبى، جميل، تاريخ
ادب اردو، لاهور، ١٩٧٥م؛ خيامپور، عبدالرسول، «چند كتاب خطى مهم فارسى در
گوشهاي از آسياي صغير»، نشرية دانشكدة ادبيات تبريز، تبريز، ١٣٢٩ش، شم ٣-٤؛
دانشپژوه، محمدتقى، «نسخههاي خطى در كتابخانههاي اتحاد جماهير شوروي»،
نشرية كتابخانة مركزي دانشگاه تهران، تهران، ١٣٥٨ش، دفتر هشتم؛ ظهورالدين
احمد، «اس دورگى شاعري»، تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند، بهكوشش
محمدباقر و وحيد ميرزا، لاهور، ١٩٧١م؛ فرشته، محمدقاسم، تاريخ، كانپور،
١٢٩٠ق/١٨٧٤م؛ فصيح خوافى، مجمل فصيحى، بهكوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛
مركزي، خطى؛ منزوي، خطى؛ نيز:
EI ٢ , S; Rieu, C., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum,
London, ١٩٦٦;TS,fars ٥ e; T O rkiye yazmalar o toplu katalogu, Istanbul, ١٩٨٤.
نذير احمد