شُکر از شِکر شیرین تراست - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٦٠ - شُکر در شعر
و گر ناکسی را دو صد خوان نِهی ز بدسیرتی ناسپاسی کند[١]
هر کس که نمک خورد و نمکدان بشکست در مذهب رندان جهان، سگ به از اوست[٢]
شکر نعمت نعمتت افزون کند صد هزاران گل ز خاری سر زند[٣]
نعمت بسیار داری، شکر از آن بسیارتر نعمت افزونتر شود آن را که او شاکر شود[٤]
هرآنکو شناسد سپاس خدای کند کامکاری به هر دو سرای[٥]
قطرهی آبی نخورند ماکیان[٦] تا نکند سر بهسوی آسمان[٧]
رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است[٨]
[١]. ناصرخسرو، به نقل از نانونمک، ناسپاسی.
[٢]. امثال و حِکم دهخدا، ج ٤، ص ١٩٤٠.
[٣]. مولوی، به نقل از امثال وحِکم دهخدا، ج ٢، ص ١٠٤٤.
[٤]. منوچهری، در وصف بهار... شماره ٢٥.
[٥]. فردوسی، امثال و حِکم دهخدا، ج ٤، ص ١٩٠٦.
[٦]. ماکیان: مرغ خانگی. مرغها هنگام آب خوردن سر به آسمان بلند میکنند؛ یعنی خدا را سپاس میگویند.
[٧]. امیر خسرو دهلوی، امثال وحِکم دهخدا، ج ٢، ص ١١٦٢.
[٨]. صائب تبریزی، غزل ٢١٧١.