آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٨ - حجيت قرائات سبع
ناظر مىداند كه بيش از قرائات سبع است. پس هر قرائتى كه ثابت شود در عصر ائمه شهرت مردمى داشته است، «جائز القراءة» مىباشد.
ما بر اين باوريم: قرآنى كه از جانب خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شدهاست، بيش از يكى نبوده و نيست و آن همين قرآنى است كه مردم از آن پاسدارى مىكنند. قرائت صحيح همان است كه مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله گرفتهاند و آن، قرائت موروثى بوده، هيچ گونه ارتباطى با قرائت قرّاء- كه مولود اجتهادات شخصى آنان است- ندارد و نمىتواند داشتهباشد؛ زيرا قرآن موروثى، جدا از قرآن اجتهادى است.
بزرگانى مانند امام بدرالدين زركشى[١] و استاد خويى[٢] فرمودهاند: «قرآن و قرائات دو حقيقتند: آن وحى الهى است كه بر پيامبر اكرم فرود آمده و اين اختلاف قرّاء بر سر شناخت آن وحى است كه بيشتر مبنى بر اجتهادات شخصى آنان است»؛ لذا حديث «إقرأوا كما يقرأ الناس» ناظر به همان حقيقتى است كه در دست مردم جريان دارد و آنرا از پيامبر صلى الله عليه و آله به ارث بردهاند. بنابراين آنچه حجّيت شرعى دارد، قرائتى است كه جنبه همگانى و مردمى دارد و همواره ثابت و بدون اختلاف است. همه قرآنهاى مخطوط در طول تاريخ و مطبوع در چند قرن اخير، در تمامى كشورهاى اسلامى يكنواخت بوده و هست و آن به دليل همان قرائت حفص است.
امامخمينى قدس سره فرمودهاند: «احوط آن است كه از آنچه در ثبت و ضبط قرآن
[١] . البرهان؛ ج ١، ص ٣١٨.
[٢] . البيان؛ ص ١٧٣.