آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤ - مدت نزول
قرآن كامل را نمىفهميدند. علاوه بر آن مواردى در قرآن هست كه نمىتواند يكجا و در يك شب نازل شده باشد؛ مثلًا در قرآن از گذشتهاى خبر مىدهد كه نسبت به اولين شب قدر، آينده دور محسوب مىشود. براى مثال:
«وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ...؛[١] خداوند شما را در [جنگ] بدر يارى كرد [و بر دشمنان خطرناك پيروز ساخت] در حالى كه شما [نسبت به آنان] ناتوان بوديد ...».
اين قبيل آيات در قرآن بسيار است و اگر نزول آن در اولين شب قدر بوده باشد، مىبايست بهصورت مستقبل مىآمد؛ وگرنه سخن، از ظاهر حقيقت به دور خواهد بود.
علاوه بر استدلال مذكور، در قرآن آيات ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مبهم و مبيّن بسيار است. در حالى كه مقتضاى ناسخ بودن، تأخير زمانى آيات ناسخ از منسوخ است. همچنين بيان مبهمات توسط آيات ديگر، مستلزم فاصله زمانى است. پس هرگز معقول نيست كه قرآن موجود، يكجا نازل شده باشد.
نظر دوم: گروهى معتقدند كه در شب قدر هر سال، آن اندازه از قرآن كه نياز سال بود يكجا بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل مىشد، سپس در طول سال نيز همان آيات به تدريج و بر حسب مناسبتها و پيشامدها نازل مىگرديد. بر اين فرض، مقصود از شهر رمضان و ليلةالقدر، يك رمضان و يك ليلة القدر نيست، بلكه همه ماههاى رمضان و همه شبهاى قدر منظور است.[٢] نظر سوم: گروهى معتقدند كه قرآن دو نزول داشته است: نزول دفعى (يكجا) و نزول تدريجى؛ بهعبارت ديگر در شب قدر همه قرآن يكجا بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده، سپس در طول مدت نبوّت، دوباره بهتدريج نازل گشته است.
[١] . آلعمران، ١٢٣.
[٢] . الف) تفسير كبير رازى؛ ج ٥، ص ٨٥. ب) الدر المنثور؛ ج ١، ص ١٨٩. ج) تفسير طبرسى؛ ج ٢، ص ٢٧٦. د) الاتقان؛ ج ١، ص ٤٠.