آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤١ - ٣ سوگندهاى تقديرى
به جايگاه ستارگان سوگند ياد نمىكنم؛ زيرا سوگندى- اگر بدانيد- بس عظيم است.
بنابراين «لا» فقط جهت نفى قسم به «مواقع النجوم: جايگاه ستارگان» آمده است. مفهوم كلام اين است كه: بزرگ شمردن مُقْسَمٌبه (جايگاه ستارگان) بهوسيله سوگند خوردن به آن، عين كوچك شمردن آن است؛ يعنى جايگاه آن بالاتر از آن است كه به آن قسم ياد شود؛ لذا با «لا» سوگند را به شكل منفى مىآورد و قسم را نفى مىكند تا برترى جايگاه آنرا بفهماند.[١] تعداد سوگندهاى منفى در قرآن ١٥ مورد است- كه در ٦ سوره آمده است- و تمام آنها را در كتاب علوم قرآنى ذكر كردهايم.[٢]
٣. سوگندهاى تقديرى
قبل از ورود به بحث سوگندهاى تقديرى، لازم است با «لام موطئه» آشنا شويم. بنا به نوشته ابنهشام گاه بر سر حرف شرط، لام مىآيد تا دلالت كند كه جمله متأخّر، جواب قسم است و نه جزاى شرط؛[٣] مانند: «واللَّه لَئِنْ أَتَيتنى لآتينَّك»؛ به لامى كه بر سر «إنْ» شرطيه آمده، لام موطئه گويند و از آن جهت به آن «مُوطّئة» (به معناى مُمَهِّدَة) يا «مُؤذِنَة» (به معناى مُشْعِرَة) گويند كه جواب را (در اين مثال: لآتينَّك) براى قسم (واللَّه) آماده مىكند تا با جواب شرط[٤] مشتبه نشود.
گاهى اين قسم- كه قبل از حرف شرط است- در تقدير مىرود؛ اين تقدير قسم در قرآن بسيار است؛ مانند:
[١] . تفسير كشاف؛ ج ٤، ص ٦٥٧- ٦٥٩.
[٢] . علوم قرآنى( انتشارات التمهيد و سمت) ص ٢٩٩.
[٣] . مغنى اللبيب؛ ص ١٢٢.
[٤] . هرگاه بر سر حرف شرط، لام موطئه وارد شود؛ جواب شرط، واجب الحذف مىشود.