آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٠ - انحصار قرائتها به هفت
و منطقه خود توجه بيشترى داشتند و هيچكس اعم از عامه و خاصه بر اين سيره مستمر اعتراض نداشتهاست.
اين روش هميشگى در فراگيرى و آموزش قرائت تا اوايل قرن چهارم ادامه داشت، تا اينكه نابغه فرزانه بغداد، يعنى ابنمجاهد- كه در جذب قلوب مردم و نفوذ در ميان سران و مقامات دولتى ورزيدگى داشت- ظاهر گرديد. وى كرسى شيخ القرّاء را بهطور رسمى بهخود اختصاص داد و عامه مردم به او روى آوردند.
ابنمجاهد بسيار خشك، و سخت پاىبند به تقليد از قرائت پيشينيان بود.
عبدالواحدبنابى هاشم مىگويد: «كسى از ابنمجاهد پرسيد: چرا شيخ قرائتى خاص اختيار نمىكند؟ او در پاسخ گفت: نياز ما در حفظ دستآوردهاى ائمه پيشين، بيش از آن است كه قرائتى اختيار كنيم تا پس از ما رواج يابد»[١].
ابنمجاهد، تمام كوشش خود را براى سدّ باب اجتهاد در قرائت بهكار برد و بهطور نسبى توفيقى حاصل كرد؛ زيرا شرايط حاكم برآن دوران تاريك و نابسامان جامعه اسلامى، او را كمك كرد تا در خواستههايش پيروز شود و مخالفان خود را منزوى سازد. مسأله حصر قرائات در هفت قرائت از جمله كارهاى اوست و اگر ناهمگونى و نقصى در اين كار وجود دارد، بر عهده او است كه شتاب زده به چنين عمل خطيرى دست زد.
دكتر صبحى صالح مىگويد: «بيشترين سهم سرزنش اين عمل توهّم آفرين- كه تنها قرائت معتبر، قرائت قرّاء سبعه است- متوجه ابنمجاهد است كه در رأس قرن سوم هجرى در بغداد، به جمعآورى هفت قرائت از هفتتن از ائمه مكه، مدينه، بصره، كوفه و شام دست زد و تنها اينان بهوثوق، امانت و دقّت در ضبط قرائت معروف شدند؛ در حالى كه اين عمل، ملاكى واقعى نداشته و صرفاً
[١] . معرفة القرّاء الكبار؛ ج ١، ص ٢١٧.