آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١ - راه يافتن به اسباب نزول
است. به ويژه در دوران تاريك حكومت بنى اميه كه از روى غرض ورزى، آيات بىشمارى با تنظيم شأن نزولهاى ساختگى، به دلخواه تفسير و تأويل شده است.
از امام احمد بن حنبل در اينباره نقل شده كه سه چيز اصل و پايه درستى ندارد:
الف) رواياتى كه درباره جنگهاى صدر اسلام ثبت شده است؛
ب) رواياتى كه درباره فتنههاى آخرالزمان گفته شده است؛
ج) رواياتى كه درباره تفسير و تأويل قرآن آمده است.
امام بدرالدين زركشى از برخى محققان نقل مىكند: «مقصود اين است كه بيشتر روايات در اينباره قابل اعتماد نيست، نه اينكه همه آنها قابل اعتماد نباشد»[١].
چون اسباب نزول از راه نقل روايت بهدست مىآيد و متأسفانه وقايع و حوادث در گذشته ضبط نمىشد، غالب روايات منقول، چندان منابع قابل اعتمادى نيستند.
واحدى در اسباب النزول مىگويد: «جايز نباشد در اسباب نزولِ آيات چيزى گفته شود؛ مگر آنكه روايت صحيح و قابل اعتمادى در دست باشد و از كسانى روايت شده باشد كه خود شاهد حوادث اتفاق افتاده آن زمان بوده باشند، نه آنكه از روى حدس و گفتههاى بى اساس، سخنى گفته باشند».
سپس از ابن عباس روايت مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «از نقل حديث بپرهيزيد مگر بدان علم و شناخت صحيح داشته باشيد؛ زيرا هر كس بر من و قرآن دروغى ببندد، جايگاه خود را در آتش آماده ساخته است».
محمدبنسيرين مىگويد: «از عبيده- يكى از سرشناسانِ تابعين- درباره
[١] . البرهان؛ ج ٢، ص ١٥٦.