آموزش علوم قرآن - ط مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٥ - تفاوت قصههاى قرآن و عهدين(تورات و انجيل)
در اين هنگام، آواز خدا را شنيدند كه در باغ مىخراميد. آدم و زنش، خود را از وى پنهان داشتند. خداوند، ندا در داد و گفت: آدم كجا هستى؟ گفت: چون آواز تو را شنيدم ترسان گشتم؛ زيرا عريانم و خود را پنهان ساختم. خدا گفت: كه تو را آگاهانيد كه عريانى؟ آيا از آن درخت ممنوعه خوردى؟ آدم گفت: زنى كه تو قرين من ساختى به من خورانيد. خدا زن را توبيخ كرد كه: چرا چنين كردى؟ زن گفت: مار ما را اغوا كرد ... خداوند گفت: همانا انسان مثل يكى از ما شده كه عارف نيك و بد گرديده (يعنى داراى عقل و انديشه شده است). اينك مبادا از درخت حيات بخورد و عمر جاويد پيدا كند! پس او را از باغ بيرون راند و پاسبانان با شمشير آخته در اطراف باغ گماشت تا از درخت حيات محافظت كنند».[١] ملاحظه مىشود كه خداوند از هوشيار شدن آدم بيمناك بود و بيم آن داشت كه از درخت حيات نيز بخورد و همانند «ملكوتيّين» جاويدان گردد و در اين مورد به آدم دروغ گفت؛ بهعلاوه موقع خراميدن، از جايگاه آدم خبر نداشت.
طبق تعرفه اين تورات، خداوند جهان موجودى حسود، دروغگو، جاهل و ترسو است؛ در صورتى كه خداوند- طبق تعرفه قرآن- انسان را مورد عنايت خويش قرار داده، ودايع الهى را بدو سپرده، او را خليفه خود دانسته، تمامى دانستنيها را به او آموخته و او را مسجود ملائك قرار داده است و لذا در آفرينش وى به خود تبريك گفت: «... فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ».[٢] در تعرفه قرآن، مقام كرامت انسان در كنار قداست مقام الهى جلوهگر است درحالىكه انسان در تعرفه تورات كنونى، موجودى مطرود ساحت قدس الهى است.
در انجيلهاى كنونى، داستان ولادت حضرت مسيح و سرگذشت او را به
[١] . سفر پيدايش، باب اول تا سوم.
[٢] . مؤمنون، ١٤.