شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٥٤ - بلاها، عقيده نادانان و پاسخ به شبهه آنان
آنان كه اين بلاها و مصيبتها را بىفايده و خالى از حكمت مىپندارند مانند كودكانى هستند كه داروهاى تلخ و شفابخش را نكوهش مىكنند و از اينكه از غذاهاى زيانبار منع مىشوند به خشم مىآيند، از ادب شدن و كار مىگريزند و دوست دارند كه همواره بيكار باشند تا به سرگرميها و بازيها بپردازند و هر غذا و شرابى ميل كنند. آنان از پيامدها و آثار وخيم بيكارى و خوشگذرانى بىخبرند و نمىدانند كه غذاهاى خوشمزه و زيانبار بر ايشان چه زيانى و غذاهاى بد مزه و مفيد چه سودى دارد. خبر ندارند كه ادب اگر چه ناگوار امّا چه پيامد و ميوه شيرينى و داروى شفابخش اگر چه تلخ امّا چه سود و منفعتى دارد.
ممكن است بگويند: چرا آدمى از لغزش و گناه معصوم آفريده نشد؟ اگر معصوم بود ديگر نيازى نداشت كه با اين مكاره و امور ناگوار بيدار شود.
در پاسخ گفته مىشود: اگر چنين بودند هيچ گاه در كارهاى نيكويشان مستحق پاداش و ثواب نبودند. [زيرا كارهايشان اختيارى نبوده است].
اگر بگويند: وقتى كه سرانجامش نيكو شود و به نهايت درجه نعيم و خوشيها برسد، ديگر چه زيانى دارد كه بر كارهاى خيرش ستايش نشود و مستحق ثواب نگردد؟
در پاسخ گفته مىشود: شما به يك انسانى كه جسم و عقل او سالم است پيشنهاد كنيد كه به پيشگاه صاحب نعمتى برود و بىآنكه اندك سعى و تلاشى كند همه نيازهايش را آماده و حاضر نمايد، آيا به اين راضى مىشود؟ بىشك او اندكى را كه با تلاش و حركت به كف مىآورد بيشتر دوست دارد و خوشحالتر است تا اينكه نامستحقانه و بدون تلاش و كوشش به فوايد فراوان برسد. نعمتهاى آخرت نيز اين گونه است و حكمت و تقدير در آن است كه آنها را با سعى و تلاش به