شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٥٣ - بلاها، عقيده نادانان و پاسخ به شبهه آنان
چرا وبا و هجوم ملخها و ديگر بلاها براى هميشه ادامه ندارد تا همه چيز در عالم هستى نابود شود بلكه گاه پديد مىآيند و پس از چندى مىروند؟
نمىبينى كه جهان هستى از آن بلاهاى بزرگ در امان است و تنها گاه به اين درد و بلاهاى آسان گرفتار مىشود؟ اين براى آن است كه مردم ادب شوند و استقامت يابند. اين بلاها هميشه ادامه ندارد، بلكه آنگاه كه مردم نااميد مىشوند برطرف مىگردند. وقوع آنها براى مردم درس عبرت و موعظه و رفتن و برداشتن آنها نيز رحمت و لطف الهى است.
ملحدان و اصحاب مانى حكمت سختيها و بلاهايى را كه بر مردم وارد مىشود انكار مىكنند. آنان مىگويند: اگر جهان هستى آفرينشگر با رأفت و مهربانى داشت، چرا اين بلاها و مصيبتها در آن پديد مىآيد؟ آنان چنين مىخواهند كه انسان در اين دنيا نبايد هيچ دشوارى و بلايى بچشد. او بايد همواره خوش باشد.
در حالى كه اگر انسان اين گونه باشد، استكبار، سرمستى و راحتى، او را به فساد در دين و دنيا مىكشانند. چنان كه بسيارى از رفاهطلبان و كسانى كه در امن و آسايش رشد مىكنند در اين فسادها سقوط مىكنند. اينان گاه حتى فراموش مىكنند كه انسان هستند، پروردگار و سرپرستى دارند، زيانى به آنان خواهد رسيد، ناخواستهاى برايشان واقع مىشود، بايد ضعيفان را يارى كنند، فقيران را كمك رسانند، بر مبتلايان و گرفتار آمدگان رحم كنند و براى ناتوانان و بيچارگان دل بسوزانند. امّا هنگامى كه انسان در سختيهايى گرفتار آمد و طعم تلخ آنها را چشيد، موعظه مىشود و چشم خود را در برابر آنچه بيش از اين نمىدانست و از آنها در غفلت بود مىگشايد و به بسيارى از وظايف خود آگاه مىشود و به آنها مىپردازد.