شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٦١ - ناى و مرى
خطير بودن موقعيت آن، آن را سزاوار حفظ و نگاهدارى نموده چه كسى آن را اين گونه در دژى مستحكم قرار داده است؟
[شگفتى در پلك چشم]
اى مفضّل! در باره پلك چشم فكر كن و بنگر كه چگونه بسان پردهاى روى ديدگان را مىپوشاند. در كنار آن بندها و حلقهها تعبيه شده تا هر وقت كه خواهند بالا كشند و ديده در ميان غارى قرار داده شده و با آن پرده و موهاى مژه، چشم حفظ مىشود.
[قلب و پوشش آن]
اى مفضّل! چه كسى قلب را در ميان سينه نهاده و با پرده محكمى آن را پوشانده و با دندهها و گوشت و پوستى كه بر آنهاست آن را از صدمه نگاه مىدارد؟
[ناى و مرى]
چه كسى دو مجرا در گلو آفريد، يكى براى خروج صدا كه همان نامى متصل به ريه است و ديگرى مرى، محل عبور غذا كه به معده ختم مىشود؟
و چه كسى در گلو در پوشى آفريد تا غذا به ريه نرسد و آدمى را هلاك نگرداند؟
و چه كسى ريه را وسيله خنكى قلب قرار داد تا با كار هميشگى و پيوستهاش حرارتى در قلب گرد نيايد و به هلاكت شخص نينجامد؟