شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٥٦ - اسرار حواس پنجگانه
[اسرار حواسّ پنجگانه]
وقتى كه هيچ عضو ديگرى براى ديدگان جايى مناسب نبود بىترديد، «سر» بهترين جايگاه حواس انسان و همانند خانه و صومعه آنهاست.
براى انسان پنج حسّ آفريده شد تا پنج محسوس را درك نمايد و از درك چيزى از محسوسات عاجز نماند. ديده آفريده شد تا رنگها و صورتها را دريابد.
اگر صورتها و رنگها بودند ولى ديدگانى براى ديدنشان نمىبود چه سودى داشتند؟
گوش آفريده شد تا صداها را بشنود. اگر صدايى بود و گوش نبود، نيازى به آن نبود.
ديگر حسها نيز اين گونه است.
به عكس آن نيز صادق است، اگر ديدهاى بود امام صورت و رنگى نبود، چه معنى داشت و يا اگر گوش بود ولى صدايى نبود گوش به چه كار مىآمد؟
بنگر كه چگونه تقدير شده كه هر كدام چيزى را دريابند. براى هر حسّ، محسوسى است و هر محسوس، حسّى دارد كه آن را ادراك مىكند. با اين همه، چيزهايى در ميان حسّ و محسوس قرار گرفته كه تنها از طريق آنها، حس صورت مىپذيرد؛ مانند نور و هوا. اگر نورى كه رنگ و صورت را براى ديده عيان كند نبود ديده آن را ادراك نمىكرد و نمىديد. اگر هوايى نبود كه امواج صدا را به گوش برساند گوش نيز آن را ادراك نمىنمود.
آيا بر كسى كه در آنچه شرح دادم، مانند آفرينش خاص حواس و محسوسات و رابطه آنها و نيز ديگر لوازم ادراك و حس، نيك تأمل و انديشه كند پوشيده مىماند كه اين اعمال حكيمانه جز نتيجه هدف، تقدير و تدبير از جانب خداوند لطيف و خبير نيست؟