شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٢ - نيروهاى درونى و جايگاه آنها
در سخن ما نيز آفرينشگر حكيم، پادشاه عالميان و بدن نيز همان خانه و غلامان و حشم، اعضاى آن است و موكلان و مدبّران هم اين نيروهاى چهارگانه به شمار مىروند. شايد بپندارى كه شرح اين قوى و نيروهاى چهارگانه و عملكرد آنها زيادى است.
آنچه كه من شرح كردم با آنچه كه طبيبان در نوشتههاى خويش گرد آوردهاند يكسان نيست؛ آنان چيزهايى را توضيح دادهاند كه دانش پزشكى و سلامت بدن به آن نياز دارد ولى ما آن را بگونهاى گفتيم كه مصلحت دين و شفاى جانها از بيمارى گمراهى در آن نهفته است. براى اين مقصود، حكمتها و تدابير را با شرح كافى و مثال نيك بيان نموديم.
[نيروهاى درونى و جايگاه آنها]
اى مفضّل! [پس از قواى بدنى و ظاهرى اينك] در باره نيروى انديشه، خيال، عقل، حافظه و ديگر قواى درونى و باطنى انديشه كن، هيچ مىدانى كه اگر در ميان اين نيروهاى روانى فقط حافظه [وجود نداشت و يا] ناقص بود انسان چه حالتى پيدا مىكرد؟ آيا مىدانى اگر سود و زيان، داد و ستد، ديدهها و شنيدهها، چيزى كه گفته و آنچه بدو گفتهاند و مفيد و مضرّ را نمىدانست و به ياد نمىآورد و شخصى را كه به او نيكى كرده و يا بدى نموده فراموش مىكرد، چه خلل و نارساييهاى در زندگى معيشتى و تجربهاى او پديد مىآمد؟
اگر چنين بود هر قدر كه از راهى مىرفت آن را فرا نمىگرفت، اگر تمام عمرش را بر روى حفظ و فراگيرى درس مىنهاد هيچ گاه آن را نمىآموخت، نه دينى مىتوانست برگزيند و نه از تجربهاى سود برد و نه از گذشتهاى درس عبرت