در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٤ - دليل استحسانى و نقد آن

«قرار دادن دست بر روى دست، انسان را از انجام كارهاى بيهوده نگه مى‌دارد و براى تواضع و تضرّع بهتر است»، در پاسخ بايد گفت:

«اگر شريعت با سخنانى شبيه اين سخن اثبات مى‌شد، دين نابود مى‌گشت. وظيفه انسان، تعبّد به شريعت است لكن اگر بخواهد سليقه‌اش را مقياس حلال و حرام قرار دهد، نتيجه عكس خواهد داد؛ يعنى به جاى اين كه انسان از شريعت پيروى كند، شريعت، تابع او خواهد شد. گاهى به نظر انسان يك دليل استحسانى مى‌آيد، ولى وجوه ديگرى كه مهمتر و بزرگتر هستند، بر او مخفى مى‌ماند؛ مثل سخنى كه قرطبى در ردّ تكتّف يادآور شده و گفته است:

«تكتّف براى كمك گرفتن است و به همين دليل مناسب نيست كه يكى از افعال نماز باشد».[١]

وجوه استحسانى، در جايى مفيد است كه براى تقرير، تثبيت و تأييد مسأله‌اى باشد و شرع مقدّس آن را با كتاب و سنّت اثبات كرده باشد، پس استحسان به تنهايى دليل نيست و تنها مى‌تواند بعد از دليل واقع شود.


[١] - بدايه المجتهد: ١/ ١٣٧.