در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣١ - دوم تناقض درونى روايات
٣- اين در حالى است كه عمر بن خطّاب خودش از پيشنهاد دهندگان چگونگى دعوت مردم بوده است، نه از كسانى كه رؤيا را ديده است. او پيشنهاد كرده بود كه مردم را با صداى بلند براى نماز دعوت كنند كه به عبارتى همان «اذان» بوده است؛ چنان كه ترمذى در سنن خود مىنويسد:
«هنگامى كه مسلمانان وارد مدينه شدند ...» تا اين كه مىنويسد: «و بعضى گفتند: شيپورى مانند شيپور يهوديان تهيّه كنيم، امّا عمر بن خطّاب گفت: آيا مردى را نمىفرستيد كه مردم را با صداى بلند به نماز دعوت كند؟ پس رسول خدا (ص) فرمود: اى بلال! برخيز و با صداى بلند مردم را براى نماز دعوت كن».
ابن حجر در تفسير اين حديث گفته است:
«منظور از دعوت براى نماز، همان الصلاة جامعة[١] مىباشد، امّا دليلى بر اين تفسير نيست».
٤- مبدأ اين تشريع، خود پيامبر اكرم (ص) بوده است.
بيهقى روايت كرده است:
«... عدّهاى گفتند كه ناقوسى را به صدا درآورند، يا آتشى را روشن كنند، امّا پيامبر اكرم (ص) به بلال فرمود كه اذان را به صورت جفت و اقامه را به صورت فرد بگويد. وى مىگويد كه: اين را بخارى از محمّد بن عبدالوهاب و مسلم از ابن اسحاق بن عمّار روايت كردهاند».[٢]
[١] - فتح البارى، ابن حجر: ٢/ ٨١، دارالمعرفه.
[٢] - سنن بيهقى: ١/ ٦٠٨.