در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
پيشگفتار
٢١ ص
(٤)
چگونگى تشريع اذان به نظر جمهور
٢٣ ص
(٥)
بررسى روايات مذكور
٢٨ ص
(٦)
اول عدم تناسب با مقام نبوت
٢٨ ص
(٧)
دوم تناقض درونى روايات
٣٠ ص
(٨)
سوم كسانى كه رؤيا را ديدهاند، چهارده نفر بودهاند، نه يك نفر!
٣٢ ص
(٩)
چهارم تعارض بين نقل قول بخارى و ديگران
٣٣ ص
(١٠)
روايت اول
٣٤ ص
(١١)
روايت دوم
٣٦ ص
(١٢)
روايت سوم
٣٨ ص
(١٣)
روايت چهارم
٣٨ ص
(١٤)
روايت پنجم
٤٠ ص
(١٥)
الف روايت امام احمد در مسند خود
٤١ ص
(١٦)
ب روايت دارمى در مسندش
٤٢ ص
(١٧)
ج روايت امام مالك در موطأ
٤٣ ص
(١٨)
د روايت ابن سعد در طبقات
٤٣ ص
(١٩)
ه - روايت بيهقى در سنن
٤٦ ص
(٢٠)
و روايت دار قطنى
٤٨ ص
(٢١)
چگونگى تشريع اذان از نظر اهل بيت(عليهم السلام)
٥٠ ص
(٢٢)
اثبات جزئيت((حى على خير العمل))
٥٣ ص
(٢٣)
اول نصوصى كه از صحابه پيامبر اكرم(ص) نقل شده است
٥٣ ص
(٢٤)
رواياتى كه از عبدالله بن عمر نقل شده است
٥٣ ص
(٢٥)
رواياتى كه از سهل بن حنيف روايت شده است
٥٦ ص
(٢٦)
رواياتى كه از بلال نقل شده است
٥٦ ص
(٢٧)
رواياتى كه از ابى محذوره نقل شده است
٥٨ ص
(٢٨)
روايتى كه از ابن ابى محذوره نقل شده است
٥٨ ص
(٢٩)
رواياتى كه از زيد بن ارقم نقل شده است
٥٩ ص
(٣٠)
دوم رواياتى كه با سند صحيح از اهل بيت(عليهم السلام) نقل شده است
٦٠ ص
(٣١)
نظرات علما درباره جزئيت حى على خيرالعمل
٦٣ ص
(٣٢)
علت حذف فقره«حى على خيرالعمل»
٦٦ ص
(٣٣)
تأكيدى ديگر بر جزئيت«حى على خيرالعمل»
٧٢ ص
(٣٤)
چكيده بحث
٧٣ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٦ - مقدمه

- ما كه در مساجد و مراكز عبادتى مان، متون سراسر توحيد اهل بيت پيامبر (ص) را همانند دعاى كميل از امام على (ع)، دعاى عرفه از امام حسين (ع) و دعاى ابو حمزه ثمالى از امام سجاد (ع) و ده ها دعاى توحيدى ديگر تلاوت مى شود و طنين انداز است:

«... متى غِبْتَ حتّى تَحْتاجَ إلى دليلٍ يَدلُّ عليكَ ... عَمِيَتْ عينٌ لا تراكَ ... ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَك وَما الّذي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك ...».[١]

- ما كه هزاران اثر معرفتى و توحيدى همچون كتاب توحيد شيخ اقدم «صدوق» را داريم، ما كه ...

با هم اين اوصاف، به صورت جاهلانه و مزوّرانه و مزدورانه به هدف بدبين كردن ساير مسلمين ناجوانمردانه به شرك متّهم شده و مى شويم!!! (فما لهم كيف يحكمون)؟؟!!.

٢- اعتقاد به امام مهدى‌ (ع) و مهدويت، ريشه قرآنى دارد و مذاهب و فرق اسلامى- روى هم رفته- به آن اعتراف دارند تا جائى كه انكار آن را موجب قتل منكر آن دانسته اند.[٢]

و نيز جايگاه رفيعى از سنّت و معرفت اسلامى را براى آن حضرت ذكر كرده اند و قاطبه علماى اهل بيت (عليهم السلام) و بسيارى از علماى مذاهب اسلامى، روايات و احاديث و اخبارى كه در شأن و ولادت آن حضرت است، مورد تصريح و تصحيح و اعتراف قرارداده اند؛ مانند صاحب سنن ترمذى، قرطبى مالكى، ابوجعفر عقيلى، سيوطى، ابن حجر عسقلانى، حاكم نيشابورى، بيهقى، ابن اثير، بغوى، ابن قيم، ذهبى، تفتازانى، ابن كثير دمشقى، جزرى شافعى، عبدالوهّاب شعرانى، متّقى هندى، عبدالباقى زرقانى، سفارينى حنبلى، محمّد امين‌


[١] - بحار الأنوار: ٩٥/ ٢٢٦( بخشى از دعاى عرفه).

[٢] - همانند ابن حجر هيتمى شافعى، شيخ صباى حنفى، خطابى مالكى، يحيى حنبلى و ...