در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٦ - ه - روايت بيهقى در سنن
«زهرى را ديدم كه كتابهاى روايى را به افراد مىداد، بدون آن كه كتاب را براى ايشان قرائت كند، يا به قرائت آنان گوش كند. از او پرسيده مىشد: آيا در اين صورت، اين كتاب را از تو روايت كنيم؟ مىگفت: بله».
ابراهيم بن ابى سفيان قيسرانى از فريابى روايت كرده است:
«از سفيان ثورى شنيدم: پيش زهرى رفتم، امّا مرا تحويل نگرفت! به او گفتم: آيا اگر تو پيش شيوخ ما بيايى، اين گونه با تو رفتار مىكنند؟!
پاسخ داد: همان گونه كه تو هستى! سپس وارد خانه شد و كتابى را آورد و گفت: اين را بگير و از من روايت كن، امّا من حتّى يك حرف آن را از او روايت نكردم».[١]
ه-: روايت بيهقى در سنن
بيهقى، رؤياى اذان را با سلسله سندهايى نقل كرده است كه هيچ كدام خالى از ايراد نمىباشد و در اين جا به برخى از آنها اشاره مىشود:
اوّل: در سلسله سند اين روايتها، ابى عمير بن انس و عموهايش قرار دارند. قبلًا درباره ضعف ابى عمير بن انس صحبت كرده و گفتيم كه عبدالله دربارهاش گفته است:
[١] - تهذيب الكمال: ٢٦/ ٤٤٠- ٤٣٩.