آزادسازى، جهانى سازى و توزيع درآمد
(١)
1- مقدمه
١ ص
(٢)
2- روندهاى توزيع درآمد در گذشته و حال
٤ ص
(٣)
2- 2- اقتصادهاى درحال گذار اروپا
٥ ص
(٤)
3- 2- چين
٦ ص
(٥)
4- 2- امريكاى لاتين
٧ ص
(٦)
5- 2- جنوب صحراى افريقا
٨ ص
(٧)
6- 2- جمع بندى و نتيجه گيرى
٨ ص
(٨)
3- تشريح علل افزايش اخير در روند نابرابرى علل ساختارى ديرين
١٢ ص
(٩)
4- تبيين علل افزايش نابرابرى در برهه هاى اخير تغيير و تحول در خطمشى ها
١٥ ص
(١٠)
1- 4- فرايند تثبيت و اصلاح ساختارى
١٥ ص
(١١)
1- 1- 4- تورم زدايى و سهم عوامل
١٦ ص
(١٢)
2- 1- 4- تضعيف ارزش پول، نابرابرى بين شهر و روستا و توزيع درآمد در بخشهاى شهرى و روستايى
١٧ ص
(١٣)
2- 4- جهانى كردن اقتصاد و آزادسازى تجارت
١٧ ص
(١٤)
3- 4- سياست گذارى نرخ بهره، آزادسازى مالى و افزايش رانتهاى مالى
١٩ ص
(١٥)
4- 4- خصوصى سازى و توزيع داراييهاى صنعتى
٢٠ ص
(١٦)
5- 4- تغيير و دگرگونى در نهادهاى بازار كار
٢١ ص
(١٧)
6- 4- تغيير و دگرگونى در نظامهاى ماليات و انتقال تضعيف نقش دولت در فرايند بازتوزيع (توزيع مجدد)
٢١ ص
(١٨)
5- نابرابرى، رشد و كاهش فقر
٢٢ ص
(١٩)
6- نتيجه گيرى
٢٤ ص
(٢٠)
فهرست مآخذ
٢٥ ص

آزادسازى، جهانى سازى و توزيع درآمد - آندريا كورنيا، جيووانى؛ مترجم محمد جواد ايروانى - الصفحة ٣ - ١- مقدمه

جدول شماره ١: تقسيم‌بندى تغييرات حاصله در پديده فقر در قالب تغييرات در ميانگين درآمد و توزيع درآمد (درصد تغييرات در طول زمان)

مأخذ: محاسبات انجام‌شده توسط مؤلف‌

توضيح اينكه كل تغييرات حاصله در پديده فقر در برهه‌هاى زمانى موردنظر، معادل مجموع عوامل ذيل است:

الف) افزايش يا كاهش ميانگين درآمد سرانه‌

ب) بهبود يا بدتر شدن توزيع درآمد خانوار

ج) تغيير در ساير شرايط (از نظر تأثير متقابل)

از اوايل دهه ١٩٩٠ به بعد، جامعه جهانى و برخى حكومتهاى ملى، ريشه‌كنى فقر را در سرلوحه اهداف برنامه‌هاى توسعه‌اى خود قرار داده‌اند. بااين‌حال، همان‌گونه كه از جدول شماره ١ برمى‌آيد، تغيير و تحولات حاصله در نابرابرى ميان درآمدها در تغيير دامنه فقر، بى‌تأثير نيست. ولى اين واقعيت مسلم، كماكان نتوانسته است آنچنان‌كه بايد و شايد، نظر سياستگذاران را به خود جلب سازد. براى نمونه، در كشور ساحل عاج، اقدامات به عمل آمده در زمينه تعديل و كاهش ميزان نابرابرى توانست، بخشى از خسارتهاى ناشى از افزايش شديد فقر را كه بر اثر ركود اقتصادى در برهه ٨٨- ١٩٨٥ حاصل شده بود، جبران كند. ولى در برزيل، برعكس، فقر، طى دهه ١٩٨٠ به عنوان نتيجه افزايش نابرابرى كه اثر افزايش ميانگين درآمد سرانه را از بين برد، باقى ماند.

رابطه بين نابرابرى در درآمد و كاهش فقر، وقتى پيچيده‌تر مى‌شود كه بدانيم، نحوه توزيع سرمايه و درآمد در گذشته و حال نيز شدت و دامنه رشد و توسعه را تحت تأثير قرار مى‌دهد.

به همان شكل كه در برخى كشورهاى سوسياليستى سابق در اروپا مشاهده شد، همانطور كه نابرابرى شديد درآمدها يا دارايى‌هاى اوليه آثارى همچون رشد كندتر و از طريق آن آهنگ‌