پیاده تا کربلا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٤ - بصیرت، هشیار و هوشیاری

سجادیه و زیارت برای تربیت انسان است، اگر این برنامه‌ها انسان را تربیت نکند خالی از محتوا می‌شود، مصداق رُبَّ تَالِي الْقُرْآنِ‌ وَالْقُرْآنُ‌ يَلْعَنُه‌[١] کسانی که قرآن را می‌خوانند و آیه آیه قرآن آنها را لعن می‌کند، به حج خانه خدا رفته است از زیارت خانه خدا برگشته است؛ اما تمام تعریفی که از حج می‌کند این است که در آنجا میوه‌های گوناگون چه رقم بود، وسائل سوغات چگونه بود، وسائلی که بار حجاج را سنگین‌تر می‌کند، مصنوعات بلاد کفر، همه سنخش همین است پس تو به زیارت خانه نرفتی به زیارت آن میوه‌ها و وسائل صنعتی و ابزارها رفته‌ای؟! چرا تعریف نمی‌کنی در اولین لحظه‌ای که چشمت به خانه خدا افتاد چه حالی به تو دست داد؟ در اولین طواف کعبه چه حالی داشتی؟ در آن بیابان عرفات در زیر آن خیمه‌ها وقتی دعای عرفه امام حسین† را می‌خواندی چه حالی داشتی؟ شب مشعر چه حالی داشتی؟[٢]

علی بن موسی الرضا‡ مثل یک دریاست، دریای آب شیرین و زلال، آب حیات، افرادی که به سراغ این دریا می‌روند هر کدام پیمانه‌ای دارند و به اندازه پیمانه خود می‌توانند برداشت کنند، بعضی همراه با یک استکان می‌روند و آب برمی‌دارند. دریا بخیل نیست، پیمانه وجودی ما کوچک است، کسی هم می‌رود و یک کف آّب برمی‌دارد، بعضی استخر وجود خود را به این دریا متصل می‌کنند، نگویید با وجود علی بن موسی الرضا‡ پس چرا ما این چنین هستیم؟ او کامل است من که می‌روم باید استعداد داشته باشم قرآن می‌گوید: أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها؛[٣] آب باران که نازل می‌شود محدودیتی در آن نیست؛ اما این زمینه‌ها هستند که هر کدام به اندازه گنجایش خود از آب باران استفاده می‌کنند، هر دره و هر وادی به اندازه گنجایش خود، آب باران که تمام شد از شکاف یک کوه به اندازه یک جوی باریک مثل یک لوله سماور


[١]. از رسول خداˆ، جامع الأخبار، شعیری، ص٤٨.