پیاده تا کربلا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٢ - بصیرت، هشیار و هوشیاری
مردم از نظر بینش به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته اول، دیده عقل آنها نزدیک بین است، آینده خود و جهان را نمیبینند و ادراکات آنها در محسوسات خلاصه میشود؛
دسته دوم، جامعنگر و واقعنگرند؛ هم نزدیک را خوب میبینند و هم دور را. ادراکات آنها، در محسوسات خلاصه نمیشود؛ هم خانه دنیا را میبینند و هم خانه آخرت را.
دیده بصیرت، در واقع، همان شعور فطری مرموز و ادراک باطنیِ موجود در باطن انسان است که قدرت تشخیص نیک و بد، خیر و شر و حق و باطل را دارد و او را به آیندهنگری و پیروی از حق و دوری گزیدن از باطل، دعوت مینماید.[١]
آنچه مایة کمال زیارت میشود، معرفت و شناخت مقام و موقعیت مَزور (زیارت شونده) است نه اعمالی بیروح و همراه با غفلت همانند گردش کورکورانه در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری، شمارش ستونها، چراغها.... این کارها، به سیاحت شباهت دارد تا زیارت. ثوابهای اخروی و آثار دنیوی که در روایات آمده، بر زیارت واقعی مترتب است. یعنی جایی که ارتباط قلب با مزور برقرار شود و منشأ تحول در زائر گردد، نه بر سیاحت و زیارت جسمی و صوری.[٢]
[انسان] همانند برنامههای تلویزیونی است که شما با خرید آن همراه با آنتنهای لازم و کیفیت تنظیم آنها... زمینه را برای دریافت برنامههایی که از شبکهها پخش میشود مهیا میکنید. برای قلب و روان انسان دو شبکه مهم در حال رقابت هستند، یکی از ناحیه پروردگار متعال و دیگری از سوی شیطان که به شدت برای او برنامههای مهم پخش میکنند و هر کدام کانال خاصی دارد انسانها آنتن قلبشان را با هر یک تنظیم کنند برنامههای همان شبکه را دریافت میکند. پس اگر به راهنماییهای عقل و خِرد و پیشوایان معصوم گوش کنیم میل و علاقههای ما که آنتنهای ارتباطی هستند به شبکه الهی
[١]. دانشنامة قرآن و حدیث، ری شهری، ج١٣، ص٣٧٣ـ٣٧٧.