پیاده تا کربلا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٠ - فضیلت زیارت سید الشهداء&#٦١٥٧٤

چهار هزار فرشته

‌امام صادق† می‌فرمایند: وَكَّلَ اللَّهُ بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ شَيَّعُوهُ حَتَّى يُبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَإِنْ مَرِضَ عَادُوهُ غُدْوَةً وَعَشِيَّةً وَإِنْ‌ مَاتَ‌ شَهِدُوا جَنَازَتَهُ‌ وَاسْتَغْفَرُوا لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ «خداوند چهار هزار فرشته پریشان و غبار آلود، بر قبر حسین† گماشته است که تا روز قیامت، بر او می‌گِریند و هر کس را که با شناخت حق او به زیارتش بیاید، بدرقه‌اش می‌کنند تا به جایگاه امنش برسانند، و اگر بیمار شود صبح و شب، عیادتش می‌کنند و اگر بمیرد بر جنازه‌اش حاضر می‌شوند و تا روز قیامت، برایش آمرزش می‌طلبند».[١]

آیا دوست نداری؟

عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ: يَا مُعَاوِيَةُ لَا تَدَعْ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ لِخَوْفٍ فَإِنَّ مَنْ تَرَكَهُ رَأَى مِنَ الْحَسْرَةِ مَا يَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ كَانَ عِنْدَهُ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ يَرَى اللَّهُ شَخْصَكَ وَسَوَادَكَ فِيمَنْ يَدْعُو لَهُ رَسُولُ اللَّهِˆ وَ عَلِيٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْأَئِمَّة؟ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ‌ بِالْمَغْفِرَةِ لِمَا مَضَى وَيُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُ سَبْعِينَ سَنَةً؟ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا وَلَيْسَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ يُتْبَعُ بِهِ؟ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ غَداً مِمَّنْ يُصَافِحُهُ رَسُولُ اللَّهِˆ؛ «از امام صادق† خطاب به معاوية بن وَهب: ای معاویه! زیارت قبر حسین† را از سرِ ترس وامگذار که هر کس آن را واگذارد، چنان حسرت زده می‌شود که آرزو می‌کند قبر او [حسین] نزدش باشد.[٢] آیا دوست نداری که خدا ببیند از ما مسافران و گام به راه نهادگانی هستی که پیامبر خدا، علی، فاطمه، و امامان برایشان دعا می‌کنند؟ آیا دوست نداری از کسانی باشی که با آمرزش گذشته و گناهان هفتاد سال، باز می‌گردند؟ آیا دوست نداری فردا از کسانی باشی که [در روز قیامت] بیرون می‌آیند، بی آنکه گناهی قابل پیگیری داشته باشند؟ آیا دوست نداری که فردا از کسانی باشی


[١]. الکافی، ج٤، ص٥٨١؛ کامل الزیارات، ص١٨٩؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص٨٧؛ المزار الکبیر (ابن مشهدی)، ص٣٢٧؛ وسائل الشیعه، ج١٤، ص٤٠٩.