احكام شرعى بانوان - خوئي، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٦٢ - الحاق فرزند
ب- اگر فرزند به اين مرد ملحق شود، آيا زن مىتواند آن را سقط كند، چون بقاى حمل باعث فتنه و خونريزى و كشته شدن زن مىشود؟
بسمه تعالى: سقط جايز نمىباشد و مىتواند اقدام به سفر از وطن خود نموده و در جاى ديگر زندگى نمايد تا فتنهاى محقق نشود، والله العالم.
ج- آيا در صورتى كه اين زن در معرض كشته شدن باشد به شكلى كه خطر كشته شدن او جدى باشد، حكم سقط تغيير نمىكند؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور قبل از اينكه روح به جنين دميده شده باشد، مىتواند جنين را سقط نمايد و كسى كه آن را سقط مىكند بايد ديهاش را بدهد هرچند شخص اسقاط كننده پزشك باشد، والله العالم.
د- در صورتى كه فرزند به اين مرد ملحق نشود، اسقاط آن چه حكمى دارد؟
بسمه تعالى: در حكم ذكر شده فرقى بين الحاق و عدم آن وجود ندارد، والله العالم.
سؤال (٦٣٨) آيا مرد مىتواند فرزند متولد از زناى خود را به خود نسبت داده و او را فرزند خود بخواند؟ آيا براى از بين رفتن بىآبرويى و افتضاح اين عمل مىتواند به شكل قانونى براى او شناسنامه گرفته و آن را قانوناً فرزند خود بداند با توجه به اينكه فرزند، اگر بعد از بزرگ شدن بفهمد كه فرزند نامشروع بوده، مبتلا به مشكلات روحى و روانى بسيارى مىشود؟
بسمه تعالى: اين فرزند هر چند از راه زنا متولد شده، شرعاً فرزند شخص زناكار محسوب شده و مىتواند از جهت قانونى هم او را به خود ملحق نموده و براى او شناسنامه بگيرد، ولى اين فرزند از شخصى كه زنا كرده، ارث نمىبرد و اگر پدر خواست كه بعد از مرگش از اموال خود، چيزى به اين