احكام شرعى بانوان - خوئي، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٦١ - الحاق فرزند
الحاق فرزند
سؤال (٦٣٦) زنى گمان مىكرده كه يائسه شده است و اعمال يائسه را انجام مىداده است، او با شخصى اقدام به ازدواج منقطع نموده و بعد از اتمام مدت با دو شخص ديگر اقدام به ازدواج منقطع كرده است. بعد از اتمام اين سه ازدواج منقطع، حامل و باردار گرديده است. در اين فرض فرزند به كدام يك از اين سه مرد ملحق مىشود؟ آيا مىتوان در اين فرض به قرعه اكتفا نمود؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده در سؤال چون علاقهى زوجيت مرد اول از اين زن قطع گرديده است فرزند به مرد اول ملحق نمىشود و اگر عقد مرد دوّم و سوّم هر دو در زمان عدّه زن از مرد اول بوده است هر دو عقد باطل مىباشد و نزديكى هردو مىشود وطى به شبهه، و در اين فرض فرزند بين اين دو مرد مردد مىشود و بايد در تعيين آن به قرعه مراجعه شود و اگر هر دو عقد بعد از تمام شدن عدّه بوده هر دو صحيح مىباشد و فرزند تعلق به مرد سوم دارد.
سؤال (٦٣٧) مردى كه با زنى اقدام به ازدواج موقت نموده است و از اين امر خانوادهى زن اطلاع نداشتهاند، ولى اين مرد به زن دخول و نزديكى نكرده و فقط منى خودش را به روى شكم زن يا پشت او مىريخته و يقين داشته كه منى داخل فرج او يا به دهانهى فرج نرسيده است و بعد از سه ماه زن ادعا نموده است كه حامله شده، در اين فرض فرزند به چه كسى ملحق مىشود؟
بسمه تعالى: اگر شوهر اعتراف كند كه منى خود را به اطراف فرج ريخته است، فرزند شرعاً به او ملحق مىشود، والله العالم.