احكام شرعى بانوان - خوئي، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٧١ - اسقاط جنين و ديهى آن
دو امضاء دهد و همچنين طبيب مىتواند عمل جراحى را انجام دهد، ولى اگر اين امر احراز نشود و اگر عمل جراحى نشود يكى از آن دو مىميرند، شوهر نمىتواند به بقاء يكى از آن دو امضاء دهد و امضاى او هم اثرى ندارد، ولى مادر مىتواند در صورتى كه بقاء حمل در رحم، خطر مرگ براى او داشته باشد با خوردن دارو آن را از بين برده و بعد از مردن آن، پزشكان با عمل جراحى آن را بيرون آورند، والله العالم.
سؤال (٦٦٠) مقصود از دينار كه در مسئله ديه سقط جنين گفته شده، چيست و اگر شوهر ديهى جنين را به مادر نبخشيد و يا اينكه ورثهى شرعى ديه، مقدار ديه را به كسى كه جنين را سقط نموده، ببخشند، آيا دادن كفاره بر سقط لازم است؟
خوئى (قدس سرّه): مقصود از دينار معين در ديه، دينار مسكوك از طلا مىباشد كه مساوى با يك مثقال شرعى است و اگر صاحبان و وارثان ديه آن را ببخشند. چيزى به كسى كه جنين را سقط نموده، واجب نمىباشد و كفاره هم در فرض سؤال بر شخص اسقاط كننده لازم نيست. و اگر شخص اسقاط كننده پدر باشد، ديه بر عهدهى اوست، والله العالم.
سؤال (٦٦١) زنى كه باردار بوده و جنين او چهار ماهه مىباشد اين خانم اكنون مبتلا به خونريزى مستمر شده و به مدت يك ماه اين خونريزى ادامه دارد، پزشكان اين خونريزى را براى مادر خطرناك دانسته و بقاء جنين را براى مادر موجب خطر مرگ مىدانند، آيا در فرض مذكور سقط جنين جايز است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن احتمال خطر جانى بدهد مىتواند با خوردن دارو جنين را از بين برده و پزشكان آن را از رحم خارج كنند، والله العالم.