نظم مفيد (نظر اصلاحي کوتاه بر حوزههاي علمي ما) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨ - (٢) عمده ترين هدف حوزه هاى علمى
از يكى از مذاهب چهارگانه را كه ارباب آنها بيش از هزار سال است فوت كرده اند واجب مى دانند، مشكل عمده اى ندارند و محتاج به اين همه تعب و زحمت طاقت فرسا در استنباط احكام فرعى بى شمار نيستند و به آنچه كه ارباب مذاهب فتوى داده اند قناعت مى كنند[١] ولى مجتهدين شيعه مجبورند در فقه از صفر شروع كنند چون فتاواى گذشتگان حجتى براى مردم عوام ندارد و عمل به آن مبرء ذمه نمى شود.
و براساس موضوع دوم مجتهد نمى تواند از مجتهد زنده و معاصر خود تقليد كند و بنابراين ناچار بايد داخل درياى پهناور فقه شود.
و بدين ترتيب حوزه علميه ما در انحصار علم فقه و مقدمات آن قرار گرفته است. و علوم ديگر اسلامى در حاشيه واقع شده اند كه تابع شرايط محيط و ذوق افراد مى باشد كه واقعا تاسف آور است.
و اگر مى بينيد كه فارغ التحصيلان و تربيت يافته گان حوزه هاى علمى ما در تفسير ومعارف اسلامى و اقتصاد و تاريخ و سياست و اخلاق و فلسفه و كلام و رجال و غير ذلك كتابهاى بسيار مفيد و ارزنده و قابل تحسين نوشته اند بايد اذعان كرد كه مربوط به سليقه و ذوق و همت و تلاش مولفان آنها بوده نه از ثمرات نظام عمومى حوزه هاى علمى. ولى آنچه كه درباره فقه گفته
[١] - در اعصار اخير جمعى از دانشمندان اهل سنت با انسداد باب اجتهاد و انحصار مذاهب به چهار مذهب، مخالفت كرده اند و اجتهاد علما را مشروع دانسته اند( شايد نه واجب كه علماى شيعه به آن معتقدند)