نظم مفيد (نظر اصلاحي کوتاه بر حوزههاي علمي ما) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - ١٨ - نظرى درباره مرجعيت
مجتهدين مطلق مىتوانند مراجع باشند و در فرض اعتبار اعلميت هر چند در مقام ثبوت جز يك فرد مصداق بيشتر ندارد و واقعاً يك نفر اعلم است و معقول نيست دو يا چند نفر اعلم باشند! ولى جز در فواصل نادر زمانى غالبا چند نفر مرجع بودهاند و وجه آن اين است كه اولا جمعى از مجتهدين اعتقاد به اعلميت خود پيدا مىكنند و زمينه را براى كانديدا شدن خود فراهم مىدانند لذا به طبع كتاب فتوايى اقدام مىكنند و حتى درباره ترويج خود قدمهاى غير مستقيمى را برمىدارند و اطرافيان و مخلصين هم به ترويج او عملا و مستقيما اقدام مىكنند. و لذا غالبا براى چند مجتهد ادعاى اعلميت مىشود كه در واقع ممكن است هيچ كدام اعلم نباشد و ممكن است كه يكى از آنان اعلم باشد ولى محال است كه همه اعلم باشند.
و علتى كه اين آشفتگى را به بار آورده است اين است كه تشخيص اعلميت حسى نيست و صد در صد نظرى مىباشد و بدين ترتيب زمينه براى هر نوع زورگويى فراهم است.
اين مشكله- احراز اعلميت و داناترى- مخصوص به فقه و فقها نيست بلكه در تمام رشتهها عموميت دارد مثلا تشخيص دوكتور و مهندس و زرگر و مسكر و ... هيچ دشوارى ندارد ولى وقتى نوبت به تشخيص داناترين دوكتورها و بهترين مهندسها و استادترين زرگرها برسد يقينا نظرها يكى نبوده و فهميدن آن مشكل خواهد بود.
چه كسى توان تشخيص اعلميت را دارد؟
در جواب اين سؤال كه هميشه از طرف مقلدين به عبارتهاى مختلف تكرار