گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢٩٣ - نمونه اشعار غیر هذل
در ممات واقع گردید.
آشنایان او معتقد بودند که سیّد اصلا عنین بوده و در حال نزع، برای طبیب معالج خود سوگند خورده بود که هرچه گفته لفظی بوده و وی هیچ گونه کامرانی حلال یا حرام در زندگانی خود
نداشته است.
وی به ندرت در جلسات انجمن ادبی شرکت می کرد و سکوت می نمود و حتی با اصرار و ابرام زیاد نیز حاضر به قرائت اشعار هزل خود نمی شد.
شبی در انجمن کمال نوبت به او رسید.
از خواندن اثری امتناع ورزید، ولی به جهت این که از گوشه و کنار صحبت هایی شنید دالّ بر این که وی در غیر هزل فاقد استعداد است، با این که آشنایان او می دانستند که آثار غیر هزل او زیاد است، بداههً بیتی گفت که از نظر زیبایی و بلاغت بر بسیاری از سروده های عریض و طویل رجحان دارد:
مگذار دست زلفت به رخت دراز باشد
بگذار روز و شب را ز هم امتیاز باشد
نمونه اشعار غیر هذل
در زلف تو بویی است که در مشکِ خطا
گر ناز کند زلف تو بر مشک، خطا نیست
آمد دلم اندر سر زلف تو کند جای
از کثرت دل یک سر مو دید که جا نیست
* * *