گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ١٢١ - حکایت
اهمیت بود.
وی عالمی متواضع، خوش اخلاق و پیش سلام و در عین حال سریع الغضب و سریع الرضا بود. در شب های جمعه مراسم احیاء و دعای کمیل برپا می نمود که جمع کثیری از مؤمنین از دور و نزدیک در پای منبر او در تکیه کازرونی حاضر شده و تا صبح به مراسم احیا و دعا مشغول بودند.[١]
حکایت
جناب حجه الاسلام والمسلمین سیّد عبدالحسین روضاتی به نقل از پدر بزرگوار خود آقا میرزا حبیب الله می گوید:
در زمان رضا شاه که روحانیت در مضیقه شدید قرار داشت، استاندار به دنبال من فرستاد و پیشنهاد قبول دفتر اسناد رسمی را به من داد.
من با این عذر که از قوانین مطلع نیستم از قبول آن خودداری کردم، اما فقر و مشکلات زندگی مرا در تنگنای شدیدی قرار داده بود.
شب جمعه در مراسم احیاء و دعای کمیل که در تکیه حاج آقا مجلس برگزار می شد، در وسط دعا به حضرت بقیه الله الاعظم - أرواحنا فداه - متوسل شدم. در آن وقت هرکسی با حضرت زمزمه ای داشت. من نیز حضرت را مخاطب قرار دادم و عرض کردم: یا بقیه الله! شما که خبر از مشکلات ما دارید. آیا نوکر می خواهید یا نه؟ اگر نوکر می خواهید مواجبش را هم بدهید و اگر نمی خواهید راه کسب حلالی را نشان دهید که بتوانم امرار معاش کنم.
[١] مقدمه مناهج المعارف ص ٢٨٧.