گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٥٠ - تک بیت هایی از گلزار
نه عجب گر کنم اعجاز مسیحا "گلزار"
تا مرا ذکر لب یار به لب می گذرد
همچو "گلزار" ز خود بیخبرانند به عشق
که ز حسن تو به عالم خبر انداخته اند
ما فارغیم از ماسوی، زیرا که در روز جزا
نبود به غیر از مرتضی چشم امید ما به کس
ای خسرو دنیا و دین،ای مصطفی را جانشین
"گلزار" را بین بی معین، فریاد رس، فریاد رس
"گلزار" آن چنان به جهان زی که همچو گل
باشی همیشه جلوه گر از رنگ و بوی خویش
ز آفتاب قیامت چه غم مرا "گلزار"
که هست بر سر من سایه شه لولاک
بی سر و پا شو به راه عشق چو "گلزار"
تا کنی از بهر خویش کسب فضائل
اگر چه گلشن عیش مراست فصل خزان
مرا به چشم کم ای گل مبین که گلزارم
تا شنیدیم به ویرانه بود مسکن گنج
همچو "گلزار" به یک مرتبه ویرانه شدیم
"گلزار" دل کشید به عشق و جنون مرا
چون شکر دل کنم که فزود اعتبار من
بود افتخار "گلزار" به عشقت این بس ای گل
که بماند از تو و من، به زمانه داستانی