گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٥٤ - خاطره ای از جمالزاده
خاطره ای از جمالزاده
نویسنده شهیر محمد علی جمالزاده در ماهنامه یغما (بهمن ١٣٤٢ش) خاطره دیدار خود با مرحوم "گلزار" را بدین شرح نگاشته است:
در یکی از مسافرت هایم به اصفهان جنّت بنیان، چنان که عادت داشتم با لذّت تمام، ساعت ها در بازارها به سیاحت مشغول شدم. در نزدیکی میدان شاه و در مجاورت سرای گلشن... در دکّان محقّری استاد و شاگرد با صورت های محبوبی که خاکستر و غبار بر آن نشسته بود سرگرم کار خود بودند و صدای چکش گوش را کر می کرد. سلام دادم و پرسیدم: برای شما ممکن است برای من یک لامپادر بسازید؟
استاد که ریش کوتاهی داشت و عمامه مانند مختصری بر سر داشت پرسید مقصودتان چیست؟ بیان کردم: چنانکه می دانید لامپادر عبارت است از میله ای از چوب یا فلز به طول تقریبا یک متر و نیم که پایه عریض تری دارد و بر بالای آن آمپول های برق را نصب می کنند و حبابی از پارچه یا جنس دیگری بر روی آن استوار می سازند به طوری که نور برق چشم را آزار ندهد و در تالار پذیرایی می گذارند.
بالاخره شکسته بسته با مداد، نقش خام و ناقصی به روی کاغذ کشیدم و به دست استاد دادم. گفت: تا ببینم چه از آب درخواهد آمد.
خدا نگهدار گفتم و به تهران برگشتم. دو هفته بیشتر نگذشته بود که دو صندوق به اسمم رسید. معلوم شد لامپادر معهود است که از برنج قلم زده ساخته اند.
صورت حساب بسیار مختصر بود و در مقابل آن همه کار و صنعت و قلمزنی به