گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٣٣١ - کتابخانه
فرمود: میرزای جلوه فرمود: اگر ملا حسن نائینی را ندیده بودم باور نمی کردم که کسی بدون دکان داری باشد.
٤. حقیر حکایت حاجی سیّد محمد حسین... که از اقوام خودمان بود را گفتم، که آن سیّد جلیل گفت: شبی را در بالاخانه قبر ملا حسن بیتوته کردم برای تشرف به مکه، و در آن سال مشرّف شدم. و بعضی از حالات دیگر او را که در نظر داشتم از آن سیّد جلیل شنیده بودم.
فرمود: من هم قریب به این را دیدم، و چون تو این نقل را کردی می گویم، و الا نمی خواستم بگویم. رفتم به مقبره بابا، بیرون آمدم، فقیری آنجا بود. در دل من آمد که بابا می گوید: این فقیر دیشب اینجا بوده و یک چیزی به او بده.
من ده شاهی به او دادم، به قصد این که مشرّف شوم، و همان سال مشرّف شدم.
٥. جناب عالم فاضل حجه الاسلام حاجی سیّد رضا قوچانی، امام مسجد گوهرشاد که مدت هاست که حقیر ایشان را به خوبی می شناسم، در روز سه شنبه ٥ نجومی ربیع الاول ٥٥، طرف صبح، در منزل حقیر در مشهد مقدس تشریف فرما بودند، و جناب عالم فاضل متقی آقای آقا شیخ اسماعیل معروف به پشمی اصفهانی هم تشریف داشته، با دو نفر دیگر، این حکایت را نقل فرمود که اجمالا این است که:
عیال اول من فوت کرد. عیال دیگری خواستم اختیار کنم، صبیه ای که از عیال اول داشتم دختری را خواستگاری نمود از جانب من.
پس از قبول کردن پدر دختر، بنا شد به استخاره. استخاره کردم از کلام الله مجید، این آیه آمد: "وازلفت الجنه للمتقین".