موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١
نيز به لسان كثرت است، و گرنه او حمد است و حامد است و محمود: «إنَّ ربَّك يُصلّي» [١]؛ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [٢].
پسرم! ما كه عاجز از شكر او و نعمتهاى بىمنتهاى اوييم، پس چه بهتر كه از خدمت به بندگان او غفلت نكنيم كه خدمت به آنان خدمت به حق است؛ چه كه همه از اويند. هيچگاه در خدمت به خلق اللَّه خود را طلبكار مدان كه آنان به حق منّت بر ما دارند، كه وسيله خدمت به او جلّ و علا هستند. و در خدمت به آنان دنبال كسب شهرت و محبوبيت مباش كه اين خود حيله شيطان است كه ما را در كام خود فروبرد، و در خدمت به بندگان خدا آنچه براى آنان پرنفعتر است انتخاب كن، نه آنچه براى خود يا دوستان خود؛ كه اين علامت صدق به پيشگاه مقدس او- جلّ و علا- است.
پسر عزيزم! خداوند حاضر است و عالم محضر او است، و صفحه نفس ماها يكى از نامههاى اعمالمان. سعى كن هر شغل و عمل كه تو را به او نزديكتر كند انتخاب كن كه آن رضاى او- جلّ و علا- است.
در دل به من اشكال مكن كه اگر صادقى، چرا خود چنين نيستى؟! كه من خود مىدانم كه به هيچ يك از صفات اهل دل موصوف نيستم؛ و خوف آن دارم كه اين قلم شكسته در خدمت ابليس و نفس خبيث باشد، و فردا از من مؤاخذه شود؛ لكن اصل مطالب حق است، اگر چه به قلم مثل منى كه از خصلتهاى شيطانى دور نيستم، و به خداى تعالى در اين نفسهاى آخر پناه مىبرم و از
[١] «همانا پرردگار تو درود مىفرستد». (الكافي، ج ١، ص ٤٤٣، «كتاب الحجّة»، «باب مولد النبى (ص)»، حديث ١٣)
[٢] «خدا نور آسمانها و زمين است». (النور (٢٤): ٣٥)