موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - مقدمه آيت اللّه جوادى آملى

الْيَقِينُ‌ [١]، و از محدوده «لا حول ولا قوّة الّا باللَّه» گذشتن و مرحله «لا اله الّا اللَّه» را پيمودن، به ذروه «لا هو الا هو» رسيدن است. و معناى توحيد تامّ، «قطعِ» توجه به غير خدا نيست، زيرا قطع توجه به نوبه خود توجه و التفات است، بلكه «انقطاع» توجه به غير است. و براى اينكه اين «انقطاع» هم ديده نشود، «كمالِ انقطاعْ» مطلوب موحدان ناب مى‌باشد؛ به طورى كه نه تنها غير حق ديده نشود، بلكه اين نديدن هم ديده نشود. و اين فقط در متن عبادت، مخصوصاً نماز، تعبيه شده است.

فرق بين «قطع» و «انقطاع» يا «كمال انقطاع» همان امتياز بين مقام «فناء» و «فناء از فناء» است كه مايه «بقاء بعد از فناء» و «صحو بعد از محو» است كه در متن كتاب مكرراً آمده است.

چنانكه برخى ركوع را «فنا»، و سجود را «فناى از فنا» دانسته‌اند، و چنين سروده‌اند:

در خدا گم شو كمال اينست و بس (فناى اول)

 

گم شدن گم كن وصال اينست و بس (فناى دوم) [٢]